« خانهها » ، « حملهها » و « گلهها » مىباشند .
ج : در اين كتاب همه جا « ى » اضافه و نكره به صورت همزه آمده كه تفكيك اين دو را از هم دشوار نموده است ؛ از قبيل : « خانهء بزرگ » كه معلوم نيست منظور « خانهاى بزرگ » ( نكره ) و يا « خانهء بزرگ » ( وصفى ) مىباشد . در رسم الخطّ اين كتاب همهء اين موارد تفكيك شده است .
10 - در بسيارى مواقع براى گرهگشايى از يك لغت يا عبارت ، از قراين و مشابهات آنها در جاهاى ديگر اين تاريخ استفاده شده است . بهعنوان مثال براى فهم اين نكته كه آيا كلمات « معفّر » و « مجدّر » ( در صفحهء 107 حاشيهء 17 ) را بايد به صورت اسم فاعل بخوانيم يا مفعول ، از قراين آنها كه در صفحه 412 حاشيهء 1 و 2 آمده است استفاده كردهايم .
* * * در خاتمه لازم مىدانم از دوست خوب و فاضل و ناشر خوش قريحهام آقاى عبّاس تارانتاش كه مساعى وافى در طبع اين كتاب و نيز كتاب « بازگردان تاريخ بيهقى » داشتهاند ، كمال تشكّر را داشته باشم .
و نيز بر خود فرض مىدانم كه در اين موضع از دوست بسيار صميمى و عزيزم مهندس مرتضى ظريف قربانى ، كه كمال همكارى و حوصله را در بازخوانى و نمونهخوانى متن و سطور اين اثر مبذول نمودهاند ، نهايت سپاس را تقديم بدارم .
در پايان تفأّلى به ديوان حافظ شيراز بردم و از او بيتى به عاريت خواستم كه مناسب حال اين تاريخ و حسن خاتمت اين مقال باشد ؛ چنين فرمود :
جائى كه تخت و مسند جم مىرود به باد * گر غم خوريم خوش نبود به كه مىخوريم
سيّد شاهرخ موسويان
يكم فروردينماه هزار و سيصد و هشتاد و چهار هجرى شمسى - ياسوج