بىمورد اجتناب نموده است و نيّت را بر ساده شدن و فهم متن براى خواننده گذاشته و قصد باركشى از دسترنج جوينى و ساختن سكوى پرتاب براى بضاعات مزجاة خود را نداشته است .
6 - معمولا بهجاى آوردن معانى متعدّد يك لغت ، تنها يك معنى و مناسبترين آنها را به دست دادهايم .
7 - بهجاى توضيح اعراب يك لغت كه مرسوم شده است و معمولا باعث تطويل شرح و دستاندازى براى خواننده مىشود ، آسانترين راه را انتخاب كرده و با دقّت تمام خود لغت را اعرابگذارى كردهايم . بهعنوان مثال بهجاى توضيح اعراب كلمهء « قطرب » ( كه معمولا چنين مىآيد : به ضمّ حرف اوّل و سكون حرف دوّم و ضمّ حرف سوّم ) به آسانى خود كلمه را اعرابگذارى كردهايم : « قطرب »
8 - هرجا كه تصحيحات و پانويسهاى مرحوم قزوينى توانستهاند مددى براى گشودن يك گره باشند ، آنها را با حفظ امانت در شرح خود گنجاندهايم . هرجا كه از افاضات علّامهء قزوينى مستفيض گشتهايم ، در پايان عبارت ، از علامت اختصارى « مص » يعنى « مصحّح » استفاده شده است .
9 - در رسم الخطّ مرحوم قزوينى هيچ تغييرى داده نشده است مگر در سه مورد ذيل كه با وسواس زياد و توجيهات قوى اعمال گرديده است :
الف : تمام « ب » هاى اضافه از متمّمها و متمّمهاى قيدى و نحو ذلك جدا شدهاند . در متن علّامه ، اتّصال اين « ب » ها علاوه بر چشم آلايى ( در كلماتى مثل « به آواز » و « بآثار » ) ، در بسيارى موارد باعث دشوارى عبارت و ديريابى معناى يك لغت مىگردد ، مانند :
« بالوكهاى » كه در اصل « به الوكههاى » ( به معنى : با پيغامهاى ) بوده است . گاهى اين رسم الخطّ خود علّامه قزوينى را نيز دچار سهو و خطاهاى واضح نموده است . بهعنوان نمونه رجوع كنيد به صفحهء 503 حاشيهء 14 از همين كتاب .
ب : در رسم الخطّ مرحوم قزوينى ، « ها » ى غير ملفوظ وقتى به « ها » ى جمع مىرسد حذف مىشود و خواننده را در اغلب مواقع دچار اشكال در فهم متن مىكند . براى نمونه ممكن است خواننده نداند كه منظور از كلمهء « جامها » پيمانههاست يا جامهها ( رجوع كنيد به جلد 1 صفحهء 59 س 6 از متن مرحوم قزوينى و صفحهء 166 س 16 از همين كتاب ) . اين معضل در كلماتى از قبيل « الوكها » در توضيحات شمارهء قبل و نيز كلماتى مانند « خانها » ، « حملها » و « گلها » مشهود است كه در اصل به ترتيب
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 7
مساهمون: عطا ملك جوينى
ص٧