باب افعال
( 22 ) - با وى : يعنى با خواجه احمد عبد الصمد
( 23 ) - معمايى نهم : رمزى ترتيب و قرار دهم
( 24 ) - مسعود رخوذى : ظاهرا مراد همان ابو الفتح مسعود داماد خواجه احمد عبد الصمد است - رخوذى شايد منسوب به رخوذ ( - رخود ) باشد - رخود در صفحهء 148 زين الاخبار گرديزى تصحيح عبد الحى حبيبى آمده و در حاشيه نوشته شده است رخود يعنى رخج سرزمين قندهار كنونى
ص 988
( 1 ) - معنى جمله : كاش خدمتى از دست برآيد و كارى بتوانم درست كرد
( 2 ) - معنى جمله :
كار امروز به فردا مينداز ، فردوسى فرمايد :
از امروز كارى بفردا ممان * چه دانى كه فردا چه گردد زمان ؟
( نقل از صفحهء 101 جلد اول امثال و حكم دهخدا )
( 3 ) - معنى جمله : كار خاص خود را به همراه دارد
( 4 ) - كه نه فردا . . . كار : . . . گويا صورت اصلى شعرى يا نثرى بوده است از حكم و امثال معروف آن زمان و بسبب تحريف نامفهوم شده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 5 ) - ديدار : ملاقات ، اسم مصدر
( 6 ) - رحل : بفتح اول و سكون دوم پالان شتر و رخت و اسباب و در اينجا مجازا دو تختهء صليبى شكل كه كتاب و قرآن را هنگام خواندن بر آن نهند
( 7 ) - محال : بضم اول خطا و ناصواب
( 8 ) - پاره : قطعه و قواره
( 9 ) - ناچاره ببايد : به ناگزير بايسته است و ضرورت دارد
( 10 ) - سياست : تمشيت امور و راندن كارها و تدبير
( 11 ) - الوزير الثانى : وزير دوم
( 12 ) - راندى : ميراند و به انجام مىرساند
( 13 ) - مجلس مظالم : ديوان دادرسى و رسيدگى به شكايات
( 14 ) - قصه : شكايت و عرض حال
( 15 ) - طومار : مكتوب و نوشته
( 16 ) - مقرمط : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم و فتح چهارم خط باريك و تنك ، حروف تنگ نبشته و كتابت ريز و نازك ، صفت خط
( 17 ) - يله كند : ترك كند ( كار را )
ص 989
( 1 ) - ينظر . . . : در اين شكايت نگريسته و دربارهء آن چون نظايرش اقدام شود
( 2 ) - جعفر :
ابن يحيى بن خالد برمكى وزير هارون الرشيد ( 150 - 187 ) - ابو احمد كنيه جعفر
( 3 ) - واحد زمانه . . . : وى يگانهء زمانه در هر چيزى از ادب است ، جز آنكه نيازمند آزمون دشوارى ( بلائى ) است كه او را پيراسته سازد
( 4 ) - سلمه اللّه : خداوند او را بهسلامت دارد
( 5 ) - دبيرستان : مكتب و مدرسه
( 6 ) - لاجرم : به ضرورت و هرآينه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 78 شمارهء ( 8 )
( 7 ) - بازنمايم : بيان كنم و اظهار نمايم
( 8 ) - سنهء . . . : سال 451
( 9 ) - ابراهيم :
ظهير الدولة ابو المظفر ابراهيم بن مسعود ( 451 - 492 ) نهمين امير غزنوى
( 10 ) - اطال . . . : خداوند زندگانى او را دراز گرداناد و دوستان وى را پيروزى و نصرت دهاد