اختيار گذاشت
( 12 ) - نيك و بد رعايا : مطلق امور رعيت و مردم
( 13 ) - مصادره : تاوان گرفتن و ضبط اموال كسى بسبب جرمى كه مرتكب شده است
( 14 ) - مواضعت : مواضعه يا قرارداد و پيمان
( 15 ) - هرى : بكسر اول و دوم هرات
( 16 ) - اردوى : بضم اول و سكون دوم و ضم سوم ، مأخوذ از تركى ، لشكرگاه و مجموع سپاه با سازوبرگ - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : غريب است درين كتاب
( 17 ) - خدمت : چاكرى و بندگى
( 18 ) - سخته : بفتح اول و سكون دوم سنجيده ، صفت كار
( 19 ) - حقى بگزاردند : پيشكش و صله و هديه دادند
( 20 ) - تشريف : مجازا بمعنى خلعت
( 21 ) - معنى جمله : فرستاده سپاس فراوان و دعاى وزير را به تركمانان رساند
( 22 ) - خدمت كردند : هديه و پيشكش دادند و شرط ادب بجاى آوردند
( 23 ) - نخوت : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم تكبر و ناز
( 24 ) - مجاملت : نيكرفتارى يا بجميل رفتار كردن بىدوستى خالص ، مصدر باب مفاعله
( 25 ) - مطاوعت : فرمانبردارى كردن و سازوارى نمودن ، مصدر باب مفاعله از مجرد طوع و طاعت
ص 917
( 1 ) - غدر : بفتح اول و سكون دوم پيمانشكنى و بىوفائى
( 2 ) - منزل كردند : ظاهرا يعنى به قدر مسافتى كه يك روز كاروان برود طى منزل كردند و راه بريدند - منزل كردن بيشتر بمعنى فرودآمدن براى اقامت موقت به كار مىرود
( 3 ) - مسمى : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم و الف مقصوره در آخر بمعنى نامزد و ناميده شده ، اسم مفعول از تسميه مصدر باب تفعيل در نسخهبدل « برين ولايات كه ايشان را مسمى شده بود » آمده كه مناسبترست - معنى دو جمله : بر اين قرار از جايگاه خود طى منزل كردند و به اين نواحى كه براى آنها معين شده بود رفتند
( 4 ) - سخنان با طنز : گفتار طنزآميز - طنز : بفتح اول و سكون دوم ريشخند و طعنه و فسوس
( 5 ) - بازراند : بيان كرد و گفت ، فردوسى فرمايد :
تهمتن يكى را بر خويش خواند * همه كار رفته به دو بازراند
( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 6 ) - عشوهآميز : آميخته با فريب
( 7 ) - غرورانگيز : فريبنده و بيهوده اميدواركننده
( 8 ) - نفاذ امر : بفتح اول نافذ و روان بودن فرمان
( 9 ) - نكايتى قوى : آسيب و گزندى سخت
( 10 ) - صلح گونه : سازشى از روى مصلحت نه به حقيقت ، سازش مانند
( 11 ) - معنى جمله :
بهرچه دست آنان برسد
( 12 ) - سخنان فراخ : سخنان بىپرده و بسيار
( 13 ) - بيرون اندازه :
خارج از حد خود
( 14 ) - التيام : به يكديگر پيوسته شدن و سازوارى كردن ، مصدر باب افتعال
( 15 ) - چندانى كه : به آن اندازه كه ، شبه حرف ربط قيدى
( 16 ) - ساختگى : آراستگى و آمادگى و تجهيز ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 760 شمارهء ( 16 )
( 17 ) - معنى جمله : بجان و براى