حفظ آن شمشير زنيم و حمله بريم
( 18 ) - معنى دو جمله : يا به بلندى مقام مىرسيم يا سقوط مىكنيم به كنايه يعنى يا چيره شويم يا بميريم و محو شويم
( 19 ) - دست در كمر او زدهايم :
دور كمر او دست حلقه كردهايم ، به كنايه يعنى با او درآويختهايم ، ظاهرا اين كنايه از كشتى گرفتن پهلوانان پديد آمده است
( 20 ) - خوش طبع : خوشحال و شاد
ص 918
( 1 ) - اقتدارها كنند : ظاهرا يعنى قدرتنمائيها خواهند كرد - اقتدار مصدر باب افتعال است بمعنى توانا شدن و در فارسى بمعنى قدرت و زور و توانائى نيز به كار مىرود
( 2 ) - از روى خدمت : از جهت چاكرى
( 3 ) - اخراجات : بكسر اول و سكون دوم جمع اخراج بمعنى وجه معاش و هزينه - اخراج مصدر باب افعال است بمعنى بيرون كردن و نيز ادا كردن باج - معنى جمله : چون از پرداخت هزينه و بدست آوردن درآمد درمانيم و عاجز شويم
( 4 ) - ضرورت را : به حكم ضرورت و بناچار و ناگزير
( 5 ) - مرور ايام : بضم اول گذشت روزگار
( 6 ) - يله نكنم : نگذارم
( 7 ) - آب : در اينجا مراد جيحون ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 256 شمارهء ( 9 )
( 8 ) - صائب : رسا و درست و راست ، اسم فاعل ( صفت ) از صواب
( 9 ) - به دو نگذارند :
به حال خود نمىگذارند
( 10 ) - ساخته : منظم و مرتب و راست شده ، صفت مفعولى ، كار موصوف
( 11 ) - بشورانند : تحريك كنند و به آشوب كشانند
( 12 ) - برمانند : بگريزانند و تار و مار كنند
( 13 ) - او را : يعنى مطوعى را وزير
( 14 ) - مجلس عالى : پيشگاه والاى پادشاه
( 15 ) - بيگاهى : ديرى از شب گذشته ، تا ديرگاه
( 16 ) - بسط : بفتح اول و سكون دوم روشن كردن و گستردن سخن و طول و تفصيل دادن
( 17 ) - حالى : در حال و هماندم
( 18 ) - هريو : بكسر اول و دوم و سكون سوم هرى يا هرات
( 19 ) - اهبت : بضم اول و سكون دوم و فتح سوم سازوبرگ سامان كار
( 20 ) - عدت : بضم اول و تشديد دوم مفتوح ساز و ساخت
( 21 ) - ساخته شوند : آماده و مهيا گردند
( 22 ) - ساختگى : تجهيز و آراستگى و آمادگى و ساز و سامان
( 23 ) - ناجم : بكسر سوم خارجى و سركش ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 640 شمارهء ( 7 )
ص 919
( 1 ) - مجاملت : نيكرفتارى كردن ، مصدر باب مفاعله
( 2 ) - به حكم مشاهدت : آن گونه كه اقتضاى حال و معاينه و مشاهده باشد
( 3 ) - مجلس عالى : بارگاه سلطان ، در اينجا مجازا مراد سلطان ، مجاز مرسل يعنى ذكر محل ( مجلس ) و ارادهء حال ( سلطان )
( 4 ) - مواكب :
بفتح اول موكبها - موكب بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم گروه سوار و پياده يا گروه سوار و پياده كه در خدمت سلطان باشند
( 5 ) - بازگشت : بازگشتند ، حذف ضمير متصل فاعلى « ند » از فعل معطوف عليه بازگشت ، بقرينهء معطوف ( كردند ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 683