192 شمارهء ( 14 )
( 15 ) - شوخ : گستاخ و بىشرم و دلير
( 16 ) - معاينه شد : به چشم ديده شد
( 17 ) - معنى جمله : گذشته گذشت ( مضى ما مضى ) و مقصود آنست كه الفائت لا - يستدرك ( گذشته و از دست رفته را نتوان بدست آورد )
( 18 ) - مجرد : سبكبار
( 19 ) - مايه : توانائى و آمادگى - با مايه شايد بمعنى مايهدار يعنى ذخيرهء احتياط
( 20 ) - شافى :
راست و درست ، در اصل بمعنى شفابخش
( 21 ) - از گونهء ديگر مردى است : يعنى مردى است از گونهء ديگر ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 22 ) - راه به دو نمىبرم : او را درست نمىشناسم ( چه مرد مرموزى است )
( 23 ) - حوالت : حواله بمعنى واگذار كردن كار
( 24 ) - سالار به دو : يعنى سپاه سالار به دو
( 25 ) - اى : مىباشى يا هستى ، فعل مضارع دوم شخص مفرد
( 26 ) - چه بينى : چه مصلحت بينى
( 27 ) - سرگشاده : روشن و واضح و بىملاحظه ، قيد وصف و روش
( 28 ) - قرار دادهاند : شايد : قرار دارد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 29 ) - وقوف : بضم اول آگاهى
ص 912
( 1 ) - صواب آمد آنچه : خبر مقدم بر مبتداست يعنى آنچه خواجه گفت صواب آمد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 2 ) - گرگ آشتى : بنا بر مصلحت بطريق فريب به ظاهر با دشمن صلح كردن
( 3 ) - سامان كار : نظام و ترتيب و روش و حد و اندازهء كار
( 4 ) - مخف : بضم اول و كسر دوم و تشديد سوم سبكبار ، اسم فاعل از اخفاف مصدر باب افعال از مجرد خفت
( 5 ) - خطر : اهميت و قدر و اعتبار
( 6 ) - معنى جمله : اين زمستان را وقف اين كار كنيم يا صرف گزاردن اين مهم كنيم
( 7 ) - عز . . . : ياد او گرامى باد
( 8 ) - اشارت نكند : اظهار نظر نمىكند
( 9 ) - خصمان را نازده : در حالى كه دشمنان را مغلوب و مقهور نكردهايم ، جملهء حاليه ، همچنين است وضع جملهء معطوف عليه - معنى چند جمله : هيچيك از سران لشكر دربارهء بازگشتن از جنگى كه به پا شده است و دشمن شكست نيافته اظهار نظر نمىكند
( 10 ) - حديث من : سخن من
( 11 ) - سنگلاخ : سنگستان كه جا و مكان سنگ باشد چه لاخ بمعنى مكان آمده است همچو ديو لاخ كه جا و مقام ديو را گويند ( برهان قاطع ) - فردوسى فرمايد :
چو زان بگذرى سنگلاخ است و دشت * كه آهو بر آن بر نيارد گذشت
( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 12 ) - خويد : بر وزن نويد غلهء سبز نارس ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 13 ) - گزيدهتر : بسيار پسنديده و بهتر
( 14 ) - كنام : بضم اول چراگاه دواب و آرامگاه و آشيانهء دد و دام - شايد « كنام علف » مصحف « كنار علف » باشد يعنى در كنار علفزار
( 15 ) - فصل توان كرد : مىتوان تمام كرد
( 16 ) - هم : همانا و مسلما در اينجا قيد تأكيد است