مداهنت : ظاهر كردن خلاف باطن و پوشيدن حقيقت و خوشامدگوئى ، مصدر باب مفاعله
( 13 ) - بدست آيد : به تصرف آيد و مسخر شود
( 14 ) - مضبوط : نگاهداشته ، اسم مفعول از ضبط
( 15 ) - وفا توان كرد : مىتوان بجاى آورد و بسربرد
( 16 ) - غازيان : جمع غازى ، اسم فاعل از غزو بمعنى پيكاركننده با كفار يا مطلق جنگجو
( 17 ) - بسنده : كافى
( 18 ) - مثله : بضم اول و سكون دوم بريدن عضوى از بدن و بيشتر بريدن گوش و بينى
( 19 ) - معنى جمله : معادل آن نباشد
( 20 ) - بازنمود : عرض كرد و بيان نمود
( 21 ) - وضيع : بفتح اول و كسر دوم مردم فرودست ، مقابل شريف
( 22 ) - هانسى : قلعهايست در جنوب شرقى پنجاب ( نقل از ص 272 تاريخ ايران ، عباس اقبال ، چاپ تهران سال 1364 )
( 23 ) - معنى جمله : درست است يا نادرست ؟ از اين عبارتها استنباط توان كرد كه انديشه همه پرسى يا مراجعه برأى مردم براى تصويب امرى پيشينه كهن در ايران داشته است
( 24 ) - دستورى : رخصت و اجازه - معنى دو جمله : چاكران گشاده و بىپرده مىگويند چه پادشاه رخصت داده است
( 25 ) - مناصحت : خيرخواهى كردن ، مصدر باب مفاعله
ص 755
( 1 ) - راست كند : اصلاح فرمايد و سر و سامان بخشد
( 2 ) - جهد آدمى : بضم اول و سكون دوم تاب و توان آدميزاد
( 3 ) - ديگر قوم : ديگر حاضران در دربار
( 4 ) - خدمت كردند : اداى احترام كردند
( 5 ) - از حد و اندازه گذشته : بيش از حد ، صفت مركب جدا از موصوف ( استبداد )
( 6 ) - محال : بضم اول خطا و باطل
( 7 ) - از ايزد تقدير كرده شده است : بخواست خدا مقدر شده است - در اينجا چون فعل ( تقدير كرده شده است ) بوجه مجهول است فاعل آن را به صورت متمم فعل ( از ايزد ) در جمله مىآورد
( 8 ) - سپاه سالار على : مراد على عبيد اللّه يا على دايه است كه در نيشابور به خدمت مسعود آمد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 45 شمارهء ( 15 )
( 9 ) - مقصور : منحصر و مختص ، اسم مفعول از قصر بمعنى كوتاه كردن و تخصيص دادن چيزى به چيزى
( 10 ) - پيش فرمانهاى خداوند دارد : تقديم فرمان و امر پادشاه مىكند ( جان خود را )
( 11 ) - قانون : قاعده و رسم و آئين و معيار و اصل ، معرب است از يونانى
nonaK
( لغتنامهء دهخدا بنقل از حاشيهء برهان قاطع ، تصحيح دكتر معين )
( 12 ) - مدار : بفتح اول جاى گردش و دوران و نيز بمعنى جريان و سامان و گردش
( 13 ) - اندرين شدن : در اين رفتن
( 14 ) - فضل اللّه : لطف و توجه و عنايت خداوند
( 15 ) - حشم : بفتح اول و دوم سپاهيان و چاكران و كسان و خدمتكاران
( 16 ) - حق گزاردند : هديه و پيشكش دادند
( 17 ) - پگاه : بفتح اول سحر و صبح زود
( 18 ) - باغ پيروزى : سرابستان معروف سلطان محمود در غزنين ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 17 )