آمد و بهم رسيد
( 12 ) - بايد : لازم است و ضرورت دارد ، فعل تام و مسند اليه ( فاعل ) آن شمشير
( 13 ) - ارسلان جاذب : حاجب سلطان محمود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 77 شمارهء ( 1 )
( 14 ) - بود : شد و روى داد و حادث شد ، فردوسى فرمايد :
به دو گفت مادر كه اى جان مام * چه بودت كه گشتى چنين زردفام
( نقل از لغتنامه )
( 15 ) - مىشد : مىرفت ، ماضى استمرارى
( 16 ) - كدخداى : پيشكار و متصدى و برگزارندهء امور لشكر ؛ تاج الملك . . . كدخداى جامه خانهء سلطان بود . . . ( سلجوقنامهء ظهيرى نقل باختصار از لغتنامه )
( 17 ) - هنباز : بفتح اول و سكون دوم انباز و شريك - ديگ بهنبازان بسيار به جوش نيايد ، مثلى بوده است نظير اين سخن فردوسى :
خردمند گويد كه در يك سراى * چو فرمان دو گردد نماند بجاى
( نقل از امثال و حكم دهخدا )
( 18 ) - بركشيدگان : جمع بركشيده ، صفت مفعولى بمعنى ترقى داده و به پايگاه بلند رسانيده
( 19 ) - مثال : بكسر اول فرمان
( 20 ) - پير شده : پير گشته ، صفت مرد همچنين است از چشم و تن درمانده
ص 705
( 1 ) - زاستر : مخفف زان سوتر بمعنى فراتر و دور تر ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 58 شمارهء ( 7 )
( 2 ) - تا : متعلق بفعل مقدر است مثلا چنين بود تا الخ ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 3 ) - قوم : حاضران درگاه
( 4 ) - كاره : ناپسنددارنده ، اسم فاعل از كراهت
( 5 ) - به روى ديگر نهند : بوجه ديگر حمل كنند
( 6 ) - نجوم : بضم اول ستارگان جمع نجم و نيز بمعنى علم ستارهشناسى - در اينجا نجومى با ياى نكره خوانده مىشود و مراد آنكه حركت و حالتى و وضعى خاص در ستارگان است
( 7 ) - اولىتر : سزاوارتر ، در فارسى گاه اولاتر بجاى اولى ( بفتح اول و سكون دوم و الف مقصوره در آخر ) كه خود صفت تفصيلى است به كار مىرود ؛ گفت هلاك من اولىتر است از خون بىگناهى ريختن ( ص 111 گلستان سعدى ، بكوشش نگارنده )
( 8 ) - رمانيدن : گريزاندن و فرار دادن
( 9 ) - روى نيست : صلاح و صواب نيست يا روى ندارد
( 10 ) - بازنمايم : بيان كنم و عرض نمايم
( 11 ) - قضاى آمده : سرنوشت ناگزير و حكم مبرم ، موصوف و صفت
( 12 ) - برنتوان آمد : برابرى و مقابله نتوان كرد
( 13 ) - بسر تازيانه بشمردند : گويا با اشارهء سر تازيانه دستههاى لشكر را مىشمردند و به عدهء سپاهيان پى مىبردند
( 14 ) - ساخته : مجهز ، صفت غلام
( 15 ) - بسنده : كافى
( 16 ) - خدمت كردند : اداى احترام كردند
( 17 ) - اهبت : بضم اول و سكون دوم و فتح سوم ساز و سامان كار
( 18 ) - عدت : بضم اول و تشديد دوم ساز و ساخت
( 19 ) - خواجه حسين على ميكائيل :