غمخوارى و تعهد
( 22 ) - نظر بزرگ : عنايت بزرگ
( 23 ) - بازنمايند : بيان كنند و آشكار سازند
ص 501
( 1 ) - معنى جمله : بر ذمه و عهدهء من چيزى ( مالى ) نيست
( 2 ) - زوائد : جمع زائده بمعنى افزونى ، در اينجا ظاهرا مراد حسابسازيها و مقاديرى كه بر اصل دين افزوده بودند مقصود است
( 3 ) - عظم : بضم اول و سكون دوم بزرگى - عظم نهادن : اهميت دادن و بزرگ شمردن
( 4 ) - معنى چند جمله : چون پادشاه نگذاشت كه به من سوء قصد كنند هر مالى كه دارد براى اجراى امر پادشاه است و اطاعت فرمان او
( 5 ) - بتوقيع وى : به امضاى محمود
( 6 ) - قصاص :
بكسر اول جراحت بدل جراحت كردن و كشنده را كشتن ، مصدر باب مفاعله
( 7 ) - مرد :
به صورت معرفه مراد خواجه احمد
( 8 ) - بزاد برآمده : صفت مركب ساختهشده از مادهء فعل ماضى بمعنى فاعلى - بزاد برآمدن به اوج سن رسيدن ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 9 ) - دو سه علت متضاد : چند بيمارى ضد هم
( 10 ) - معنى جمله : اگر جان از اين واقعه بهسلامت برد
( 11 ) - خويشتن را به دو دهد : خود را به او تسليم كند
( 12 ) - لجوجى : لجاجت ، اسم مصدر
( 13 ) - سخت سرى : سرسختى و سخت كوشى
( 14 ) - حيف : بفتح اول و سكون دوم ستم
( 15 ) - عمال : بضم اول جمع عامل بمعنى حاكم و والى و تحصيلدار و گيرنده خراج و كارگزار ديوان
( 16 ) - معنى جمله : سلطان مسعود اول ماه صفر بباغ شادياخ نيشابور نزول كرد و منزل ساخت ، شادياخ : نام باغى بوده است از طاهريان و نيز نام محلتى بزرگ پيوسته به شهر نيشابور
( 17 ) - وثاق : بضم اول حجره و سرا ، انورى فرمايد :
اى نفس برستهء قناعت شو * تا يكشبه در وثاق تو نانست
( 18 ) - سرايچه : سراچه ، سراى كوچك
( 19 ) - معنى جمله : در جايگاهى كه اندكى دور تر از محل اقامت شاه بود ، كسان و اطرافيان را منزل دادند
( 20 ) - اسكدار : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم ، بريد چاپارى ، خريطه حاوى نامههاى او . . . نامهها رفت به اسكدار يعنى بهوسيله اسكدار ( نقل باختصار از حواشى دكتر فياض ) ، نيز بمعنى جايگاه بريد و قبول مراسلات پستى ( نقل از صفحهء 82 ج 2 سبكشناسى بهار ) ، به عقيدهء برخى شايد در اصل « اسب گذار » بوده است بمعنى تازندهء اسب
ص 502
( 1 ) - توجع : اندوه نمودن ، مصدر باب تفعل
( 2 ) - معنى دو جمله : اگر حيات احمد فروشى بود ، براى خريد زندگانى وى از هيچ اندوختهء گرانبهائى مضايقه نمىشد
( 3 ) - بسنده :
بفتح اول كافى و بس
( 4 ) - معنى بيت : اى كه خبر بد و ناگوار پنهان شدن و گرفتگى مهر و ماه را دادى ، ترا مژده باد بكاستن و سياه گردانيدن و تيره شدن ( بشارت را به استعاره عناديه