ص 423
( 1 ) - اتفاق افتادى : پيش مىآمد
( 2 ) - حضرت : درگاه و پايتخت
( 3 ) - صفه بزرگ : بضم اول ايوان بزرگ
( 4 ) - با تكلف : صفت خوان ، مركب از با ( پيشوند مصاحبت و دارندگى + ) تكلف ( اسم )
( 5 ) - گفتن گرفتند : ترانه خواندن آغاز كردند ، حافظ فرمايد :
ساقى بنور باده برافروز جام ما * مطرب بگو كه كار جهان شد بكام ما
( 6 ) - مشربه : بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم كوزه ، اسم آلت از شرب
( 7 ) - مستان :
جمع مست : صفت جمع براى تأكيد در وصف يعنى سخت مست ، از لحاظ نحوى حال
( 8 ) - از خوان : باصطلاح سر سفره ؛ از حرف اضافه مفيد ظرفيت
( 9 ) - صفهء بار : ايوان بار يافتن و بحضور رسيدن
( 10 ) - مسخرگان : جمع مسخره ، آنكه با گفتار و كردار خود مردم را بخنداند ، دلقك
( 11 ) - مثبت : ثبت شده ، اسم مفعول از اثبات
( 12 ) - گذشتن : درگذشت و رحلت
( 13 ) - صحبت افتاد : همنشينى و دوستى روى داد
( 14 ) - استاد ابو حنيفهء اسكافى :
ابو حنيفهء اسكاف ، از شعراء مخصوص سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوى ( 450 - 492 ) نقل از حواشى صفحهء 108 چهار مقاله تصحيح قزوينى
( 15 ) - متنبى : احمد بن حسن معروف به ابو الطيب متنبى ( 303 - 354 ) شاعر مشهور عرب
( 16 ) - را : در اينجا حرف اضافه است هم نشان مفعولى و هم نشان مضافاليهى ( معنى اين بيت متنبى را )
( 17 ) - و استكبر . . . :
پيش از ديدن وى خبرهاى او را بزرگ مىپنداشتم ، چون به يكديگر رسيديم ، آزمون با ديدار خبر را خرد شمرد ( به گفتهء فردوسى : بديدن فزون آمد از آگهى )
( 18 ) - سلطانان گذشته : سلاطين سلف ، موصوف و صفت
ص 424
( 1 ) - تازه كرد : تجديد و نو كرد
( 2 ) - اقبال كند : روى آورد و توجه نمايد
( 3 ) - به حمد اللّه . . . :
با سپاس ايزد و احسان وى
( 4 ) - باد : فعل مضارع دعائى سوم شخص مفرد بجاى « بادند » يا « باشد » به كار رفته است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 497 ج 1 ديوان غزليات سعدى بكوشش نگارنده
( 5 ) - كاسد گونه : نيم كاسد ، شبه كاسد و بتقريب ناروان ، صفت تركيبى ، مرحوم بهار در صفحه 80 ج 2 سبكشناسى آوردهاند : ( بيهقى ) در مواردى كه مىخواهد ناتمامى كارى را برساند آن كار را با ( گونه ) كه از ادات تشبيه است تركيب مىكند . . . صلحگونه . . . ترگونه . ، خلقگونه ، بيگاهگونه
( 6 ) - حضرت بزرگوار : پايتخت بزرگ و درگاه و الا ، عطف بيان يا بدل غزنين
( 7 ) - ذكر : در اينجا مراد شرح حال
( 8 ) - معنى جمله : كمترين فضيلت و كمال وى شاعرى است
( 9 ) - اجرى : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم ، ممالهء اجراست بمعنى مقررى و مستمرى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - اجرا مخفف اجراء مصدر باب افعال بمعنى تعيين كردن رزق و راتبه
( 10 ) - مشاهره : بضم اول مواجب ماهيانه