اضافه براى تأكيد به ( به حق )
( 19 ) - ناحيتگيرى : گيرى قلعهايست در هندوستان . . . ( نقل از لغتنامه )
( 20 ) - سنهء . . . : سال 451
ص 422
( 1 ) - كريم الطرفين : آنكه از سوى پدر و مادر نژاده باشد
( 2 ) - و العرق . . . : رگ كشنده است ؛ به كنايه يعنى صفات و خصوصيات و ويژگيهاى اخلاقى پدران و مادران به فرزندان مىرسد
( 3 ) - زعيم : بفتح اول و كسر دوم مهتر و رئيس
( 4 ) - چند شغلها : كذا بصيغهء جمع و قابل توجه است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 5 ) - فرخزاد : فرزند مسعود هشتمين امير خاندان غزنوى ( 441 - 451 )
( 6 ) - حضرت : مراد حضرت غزنين
( 7 ) - خانهء قديم :
خاندان اصيل و كهن
( 8 ) - مضموم : پيوسته ، اسم مفعول از ضم
( 9 ) - ابرام : بستوه آوردن و تنگ آوردن ، مصدر باب افعال
( 10 ) - گرانى : بفتح اول مشقت و آزار
( 11 ) - دوستى :
رفاقت ، اسم مصدر
( 12 ) - و اللّه . . . : خداوند باحسان خود بر آنچه در نيت دارم ، توفيق بخش است
( 13 ) - حشر : بفتح اول و دوم لشكر نامنظم ، سپاهى داوطلب ، گروه و جماعت ، فرخى فرمايد :
شاه ايران بتاختن شد تيز * رفت و با شاه نى سپاه و حشر
( نقل از لغتنامه دهخدا )
( 14 ) - خار مرغ : مرغزار خار
( 15 ) - قودقش : گويا صورتى ديگر از « قودكش » باشد ، نگاه كنيد به صفحهء 294 تاريخ بيهقى چاپ سال 1324 - قود : بفتح اول و سكون دوم بمعنى اسب يدك ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - قودكش : جنيبتكش
( 16 ) - مفوض :
واگذاشته ، اسم مفعول از تفويض مصدر باب تفعيل
( 17 ) - جريده : بفتح اول و كسر دوم صحيفه و دفتر نوشته و دفتر حساب
( 18 ) - مهرگان : . . . نام ماه هفتم از سال شمسى باشد . . .
و نزد فارسيان بعد از جشن و عيد نوروز . . . ازين بزرگتر جشنى نمىباشد . . . و اول كسى كه درين روز نزديك پادشاهان عجم آمدى موبدان و دانشمندان بودندى و هفت خوان از ميوه همچو : شكر و ترنج و سيب و بهى و انار و عناب و انگور سفيد و كنار با خود آوردندى . . .
( نقل باختصار از برهان قاطع ) ؛ مركب از مهر ( اسم ) + گان ( پسوند نسبت ) از لحاظ دستورى نظير بازرگان
( 19 ) - طرف : بضم اول و فتح دوم جمع طرفه بمعنى شگفت و نادر از هر چيزى
( 20 ) - سورى : مراد ابو الفضل سورى بن المعتز كه عهدهدار حكومت يا صاحبديوانى خراسان و مردى ستمپيشه و خودكامه بود
( 21 ) - وكيل در : نماينده و مراقب مصالح حكام در دربار پادشاه جمع آن وكلاء
( 22 ) - قصدار : بضم اول و سكون دوم از نواحى سند يا بلوچستان
( 23 ) - با نام : مشهور و پرآوازه ، صفت روز