« از » حرف اضافه گاه براى توضيح بمعنى از جهت و از نظر به كار رفته است :
يافتيم آن نواحى را خراب از حرث و نسل . ص 962
حرف اضافهء « از » گاه بمعنى واسطه و وسيله است :
اين كار را عظمى نهند كه اين خلل از لشكر ما افتاد . ص 964
حرف اضافهء « را » گاه بمعنى « در » براى ظرفيت به كار مىرود :
شغل لشكر و عمال همه راست كن . . . چنان كه غرهء رجب را سوى رى رود . ص 621
« را » نيز گاه براى توضيح بمعنى از جهت و از نظر به كار رفته است :
شتاب را چو كند پير در ورع رغبت * درنگ را چو كند بر گنه جوان اصرار
ص 426
« كه » گاه به صورت حرف اضافه بجاى « از » :
كار اصل ضبط كردن اولىتر كه سوى فرع گراييدن . ص 14
براى آگاهى بيشتر بحواشى و توضيحات و فهرست برخى قاعدههاى دستورى صفحهء 1203 مىتوان نگاه كرد .
مصنفات بيهقى
1 - تصنيف گرانمايه تاريخنويس نامدار ايران تاريخ مسعودى معروف بتاريخ بيهقى است كه بخشى است در شش مجلد از كتاب بزرگ تاريخ ناصرى يا تاريخ آل سبكتگين كه بقول صاحب تاريخ بيهق بسى مجلد مىرسيد ، در اين كتاب بزرگ بيهقى كه جامع - التواريخ نيز خوانده شده است مورخ تاريخ ناصرى را از آغاز ايام سبكتگين تا اول روزگار سلطان ابراهيم نگاشته بود .
2 - در تاريخ مسعودى دو بار بنام يكى ديگر از تصنيفات بيهقى كه مقامات يا مقامات محمودى يا تاريخ يمينى است برمىخوريم و بحدس استاد دكتر فياض شايد بيهقى قسمت محمودى تاريخ خود را به اين نام خوانده باشد .
خواجه ( احمد حسن ) گفت : فرمان بردارم و زمين بوسه داد و بازگشت سوى خانه و مواضعه با وى بردند و سوگندنامه بدوات خانه بنهادند . و نسخت سوگندنامه و آن مواضعه بياوردهام در مقامات محمودى كه كردهام ، كتاب مقامات ، و اينجا تكرار نكردم كه سخت دراز شدى . ( ص 203 )
وى ( بو سهل ) را بغزنين آوردند در روزگار سلطان محمود و به قلعت بازداشتند چنان كه بازنمودهام در تاريخ يمينى . ( ص 21 )
3 - در جاى ديگر بيهقى برسالتى از تأليفات خود اشاره مىكند و مىنويسد :