تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
( 7 ) - اردشير بابكان : اردشير فرزند بابك ، « ان » در بابكان پسوند نسبت ( 8 ) - دولت شده : سلطنت از دست رفته ، موصوف و صفت ( 9 ) - سنت : بضم اول روش و حكم ( 10 ) - آن : ضمير اشاره مرجع آن سنت ( 11 ) - لعمرى : سوگند بجان خودم - معنى جمله : اين سنت ، بجان خودم سوگند ، كارى بزرگ بود ( 12 ) - برفت : انجام پذيرفت و تمشيت يافت ( 13 ) - مناقب : بفتح اول جمع منقبت بمعنى ستودگى ( 14 ) - كودك : مراد البتگين است كه غلام زرخريد احمد بن اسماعيل سامانى بود و در سال 349 به حكومت خراسان رسيد و در سال 366 سبكتگين داماد وى جانشينش شد ( 15 ) - خامل ذكر : گمنام ، صفت تركيبى - خامل اسم فاعل از خمول بضم اول ( 16 ) - تا : حرف ربط بمعنى از آنگاه كه ( 17 ) - مى افتاده است : ماضى نقلى مستمر ( 18 ) - امت : بضم اول گروه از هر صنف مردم ، جماعتى كه بسوى ايشان پيامبرى آمده باشد ( 19 ) - جل . . . : بزرگ است بزرگى او و پاك و پاكيزه است نامهاى وى ( 20 ) - قل . . . : بگو بار خدايا ، اى دارندهء جهان پادشاهى ، مىدهى پادشاهى را به آنكه خواهى و برمىكنى و بازمىستانى پادشاهى را از آنكه خواهى ، گرامى دارى آنكه را خواهى و خوارسازى ، آنكه را خواهى ، نيكى بدست تست ، همانا بر هر چيز توانائى ، آيهء 26 سورهء آل عمران ( 3 ) ( 21 ) - بركشيدن : بركندن - بركشيدن تقدير : اضافه مفيد وابستگى فاعل يا اضافهء شبه فعل ( مصدر ) بفاعل آن ( تقدير ) ( 22 ) - مر : حرفى است مفيد تأكيد و حصر كه گاه پيش از اسم يا هرچه جانشين اسم باشد در جمله آورده مىشد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 28 ديوان غزليات حافظ بكوشش نگارنده ، چاپ تهران ، سال 1363 ( 23 ) - معنى دو جمله : هيچ‌كس را نسزد و نتواند كه درين ملك دهى و ملك‌ستانى بينديشد و علتى جويد . چه جاى آنكه سخنى در اين باب گويد ص 152 ( 1 ) - كار پوشيده : مسئله پنهان ( 2 ) - استنباط : بيرون آوردن چيزى بكوشش ، مصدر باب استفعال از مجرد نبط بفتح اول و سكون دوم برآوردن آب از چاه ( 3 ) - جل جلاله : بزرگ است بزرگى وى ( 4 ) - عالم اسرار : دانندهء نهانها ( 5 ) - نابوده : هنوز به عرصه هستى نيامده ( 6 ) - تخم : اصل و نژاد و تخمه ( 7 ) - گشته باشد : شده باشد ( 8 ) - وضيع : بفتح اول و كسر دوم مردم فرودست مقابل شريف ( 9 ) - دررساند : فعل مضارع ؛ دررسانيدن بمعنى رسانيدن كسى يا چيزى به كسى ، الحاق ( 10 ) - اعوان : بفتح اول جمع عون بمعنى ياريگر و پشتيبان ( 11 ) - تبارك . . . : پاك و منزه خداست كه نيكوترين آفرينندگانست ؛ با اندك اختلاف جزئى است از آيهء 15 سورهء مؤمنون ( 23 ) ( 12 ) - از آن پيغمبران : مراد كار پيامبران ، آن ضميرى است كه جانشين اسمى مىشود كه باسم يا ضمير ديگر مضاف باشد ، رودكى فرمايد :
سرش رسيده بما بر ببلندى * و آن معادى به زير ماهى پنهان