توضيحات و حواشى ص 149
( 1 ) - رحمة . . . : بخشايش خدا بر آن دو باد
( 2 ) - مسبوق : پيشى گرفته ، اسم مفعول از سبق - سابق : پيشىگيرنده - معنى چند جمله : اگر چه بابهاى ديگر اين كتاب پيش از اين فصل آمده ولى تاريخ پادشاهى مسعود بر همه ابواب برتبه و شأن تقدم دارد
( 3 ) - ملك : بضم اول پادشاهى
( 4 ) - معنى دو جمله : پادشاهى غزنوى از آن درخت نورسته پديد آمد و چون شاه شهيد مسعود بر او رنگ فرمانروائى و جايگاه پدر تكيه زد ، بكمال رسيد
( 5 ) - افاضل : بفتح اول جمع افضل بمعنى سرآمد و برتر و افزونتر يا فاضلتر
( 6 ) - البتگين :
نخستين كس از اين امرا كه در حقيقت مؤسس سلسلهء غزنوى محسوب مىشود ابو اسحاق البتگين است . . . و در 349 بمقام سپهسالارى سامانيان و حكومت خراسان ارتقاء يافت . . .
تا آنكه در بيستم شعبان سال 366 جانشينى البتگين نصيب داماد او سبكتگين شد سبكتگين هم مانند البتگين از غلامان تركنژاد است . . . ( نقل از صفحهء 252 - 253 تاريخ ايران تأليف حسن پيرنيا ، عباس اقبال ) - معنى جمله : سبكتگين غلام زرخريد البتگين بود و در سراى او خدمت مىكرد
( 7 ) - سپاهسالار سامانيان : از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل البتگين
( 8 ) - درشت : بزرگ
( 9 ) - امارت : بكسر اول اميرى و فرمانروائى
( 10 ) - بر ايشان بود :
بر عهده و ذمهء آنان بود
( 11 ) - معنى جمله : همپايه و رتبه آنان در فضل نباشم
( 12 ) - مجتازان :
بضم اول و سكون دوم جمع مجتاز بمعنى گذرنده ، اسم فاعل از اجتياز مصدر باب افتعال ، در اينجا منظور رهگذر كوى دانش نه از مقيمان
( 13 ) - انار . . . : ايزد حجت و بيان وى را روشن كناد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 3 شمارهء ( 26 )
( 14 ) - تفرد : فرد و يگانه شدن ، مصدر باب تفعل
( 15 ) - ادوات : بفتح اول و ثانى جمع ادات بمعنى اسباب و سازوكار و امور و شئون
( 16 ) - تاريخ پايه : شالده يا بنياد تاريخ ، اسم مركب
( 17 ) - حضرت صمديت : درگاه بىنيازى ( خداوند ) - صمد : بفتح اول و دوم بىنياز از هر چيزى
( 18 ) - و اللّه . . . : و خداوند
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٢٩٥