عليك تحيّة الرّحمن تترى * برحمات غواد رائحات 1
اين ابيات بدين نيكوئى ابن الانبارى 2 راست ، و اين بيت كه گفته است « ركبت مطيّة من قبل زيد » زيد بن علىّ 3 بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب را خواهد ، رضى اللّه عنهم اجمعين 4 . و اين زيد را طاقت برسيد 5 از جور بنى اميه و خروج كرد 6 در روزگار خلافت هشام بن عبد الملك 7 ، و نصر سيّار 8 امير خراسان بود ، و قصّهء اين خروج دراز است و در تواريخ پيدا و آخر كارش آن است كه وى را بكشتند ، رحمة اللّه عليه ، و بر دار كردند و سه چهار سال بر دار بگذاشتند . حكم اللّه بينه و بين جميع آل الرّسول و بينهم 9 . و شاعر آل عباس 10 حثّ 11 مىكند بو العباس سفّاح 12 را بر كشتن بنى اميه در قصيدهيى كه گفته است و نام شاعر سديف 13 بود - و اين بيت از آن قصيده بيارم ، بيت :
و اذكرن مصرع الحسين و زيد * و قتيلا بجانب المهراس 14
اين حديث بر دار كردن حسنك به پايان آورم و چند قصّه و نكته بدان پيوستم سخت مطوّل 15 و مبرم 16 درين تأليف - و خوانندگان مگر معذور دارند و عذر من بپذيرند و از من بگرانى فرانستانند 17 - و رفتم بر سر كار تاريخ كه بسيار عجايب در پرده است كه اگر زندگى باشد آورده آيد ، ان شاء اللّه تعالى .
ذكر انفاذ الرّسل فى هذا الوقت الى قدر خان لتجديد العقد و العهد بين الجانبين 18 .
امير محمود ، رضى اللّه عنه ، چون ديدار كرد با قدر خان و دوستى مؤكّد گرديد به عقد و عهد ، چنان كه بياوردهام پيش ازين سخت مشرّح 19 ، مواضعت 20 برين جمله بود كه حرّه زينب 21 ، رحمة اللّه عليها ، از جانب ما نامزد يغانتگين 22 بود پسر قدر خان كه درين روزگار او را بغراخان مىگفتند - و پارينه سال 23 ، چهارصد و چهل و نه ، زنده بود و چندان حرص نمود كه مر ارسلان خان را فروگرفت و چنان برادر محتشم را بكشت ، چون كارش قرار گرفت ، فرمان يافت 24 و با خاك برابر شد و سخت نيكو گويد ، شعر :
اذا تمّ امر دنا نقصه * توقّع زوالا اذا قيل تمّ 25