سبك نثر تاريخ بيهقى
استاد دانشمند دكتر على اكبر فياض كه عمر گرامى را در تصحيح تاريخ بيهقى به پايان برده و خدمتى بزرگ بتاريخ و ادب ايران فرمودهاند دربارهء ارزش كار بيهقى از نظر تاريخنگارى و نويسندگى در مقدمهء عالمانهء خود بر تاريخ بيهقى چاپ سال 1324 چنين نگاشتهاند :
« در جزو چند كتاب معدودى كه از نثر فارسى پيش از مغول مانده است يكى كتاب حاضر يعنى تاريخ خواجه ابو الفضل بيهقى است كه از شاهكارهاى ادب فارسى بشمار مىرود . اين كتاب از جهت موضوع نمونهيى از تاريخنويسى خوب و از حيث انشا مثالى از بلاغت زبان ماست . بيهقى موجد فن تاريخ نيست ، پيش ازو به زبان فارسى تاريخها نوشتهاند ولى در همه مورخين قديم ما شايد ، هيچكس به قدر بيهقى معنى تاريخ را درست نفهميده و به شرايط و آداب تاريخنويسى استشعار نداشته است . ابداعى كه بيهقى درين فن آورده حتى در نظر خود او بىسابقه بوده است . خود او مىگويد « در ديگر تواريخ چنين طول و عرض نيست كه احوال را آسانتر گرفتهاند و شمهيى بيش ياد نكردهاند . اما چون من اين كار پيش گرفتم مىخواهم كه داد اين تاريخ را به تمامى بدهم و گرد زوايا و خبايا برگردم تا هيچ از احوال پوشيده نماند ص 10 . » در طنز بتواريخ قديم مىنويسد :
« اگر چه اين اقاصيص از تاريخ دور است چه در تواريخ چنان مىخوانند كه فلان پادشاه فلان سالار را به جنگ فرستاد و فلان روز جنگ يا صلح كردند و اين آن را بزد و برين بگذشتند اما من آنچه واجب است بجاى آرم ص 491 » اين واجب چه بوده است ؟ نوشتن تاريخى زنده و حساس براى آيندگان زيرا بيهقى بقول خود تاريخ را براى آيندگان مىنوشته و به خوبى متوجه بوده است كه آيندگان تاريخ زنده و حساس مىخواهند ، اين است سر اين تفصيلپردازيهاى دلاويز و چهرهسازىهاى زيبا كه مايهء امتياز اين كتاب شده است .
دو شرط عمدهء مورخ صداقت و اطلاع است كه بيهقى شايد بيش از خوانندگان خود متوجه اهميت آن بوده است و بدين جهت در هر فرصتى خوانندگان را از راستگوئى و حقيقت دوستى و همچنين از احاطه و اطلاع خود بر اخبار اطمينان مىدهد چنان كه خوانندگان در تضاعيف كتاب ملاحظه مىكنند و مخصوصا در خطبهء باب خوارزم ( در آخر كتاب ) كه مورخ در آنجا روش خود را در انتقاد مدارك و اسناد بشرح ذكر كرده و نمودارى از طرز فكر دقيق خود را نشان داده است . مندرجات كتاب بيهقى يا از مشهودات خود اوست كه در طى روزگار با دقت تمام تعليق مىكرده يا اطلاعاتى است كه با كنجكاوى بسيار از اشخاص مربوط و مطلع بدست مىآورده يا منقولاتى است از كتابها كه غالبا نام آنها را ذكر مىكند و حتى راجع بارزش آنها نظر خود را اظهار مىدارد . بيهقى از ساليان دراز تأليف اين كتاب را در نظر داشته و با دلبستگى و علاقهمندى تمام به تهيه مواد آن مشغول بوده و براى اين كار از