و از كيفر روز رستخيز مىترساند :
« درين باب مرا حكايتى نادر ياد آمد اينجا نبشتم تا بر آن واقف شده آيد . . . ص 189 »
« اين حديث بردار كردن حسنك به پايان آوردم و چند قصه و نكته بدان پيوستم سخت مطول و مبرم درين تأليف و خوانندگان مگر معذور دارند و عذر من بپذيرند . . . ص 242 »
« و سخت عجيب است كار گروهى از فرزندان آدم ، عليه السلام كه يكديگر را بر خيره مىكشند و مىخورند از بهر حطام عاريت را و آنگاه خود مىگذارند و مىروند تنها به زيرزمين با و بال بسيار و درين چه فايده است يا كدام خردمند اين اختيار كند ؟ . . . ص 244 »
« و ندانم تا اين نوخاستگان درين دنيا چه بينند كه فراخيزند و مشتى حطام گرد كنند وز بهر آن خون ريزند و منازعت كنند و آنگاه آن را آسان فروگذارند و با حسرت بروند ، ايزد ، عز ذكره ، بيدارى كرامت كناد بمنه و كرمه . . . ص 639 »
« و اين حكايت به پايان آمد و چنين حكايات از آن آرم ، هرچند در تصنيف سخن دراز مىشود ، كه ازين حكايات فايدهها حاصل شود تا دانسته آيد . و السلام . . . ص 647 »
« و بسا رازا كه آشكارا خواهد شد روز قيامت ، يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتى اللّه بقلب سليم . و سخت بزرگ حماقتى دانم كه كسى از بهر جاه و حطام دنيا را خطر ريختن خون مسلمانان كند . . . ص 650 »
« و خردمند آن است كه بنعمتى و عشوهيى كه زمانه دهد فريفته نشود و بر حذر مىباشد از بازستدن كه سخت زشت ستاند و بىمحابا . و در آن بايد كوشيد كه آزاد مردان را اصطناع كند و تخم نيكى بپراگند هم اين جهانى و هم آن جهانى ، تا از وى نام نيكو يادگار ماند . . . ص 284 »
« هنر بزرگ آن است كه روزى خواهد بود جزا و مكافات را در آن جهان و داورى عادل كه ازين ستمكاران داد مظلومان بستاند . و اگر نبودى ، دل و جگر بسيار كس پاره شدى . . . ص 246 »
« و قيامتى خواهد بود و حسابى بىمحابا و داورى عادل و دانا ، و بسيار فضيحتها كه ازين زير زمين بر خواهد آمد ! ايزد ، عز ذكره ، صلاح به ارزانى دارد به حق محمد و آله اجمعين . . .
ص 714 »
« و چنين حكايات از آن آرم تا خوانندگان را باشد كه سودى دارد و بر دل اثرى كند . و بسر تاريخ بازشدم . . . ص 739 »
اعتقاد فلسفى بيهقى دربارهء انسان از خلال خطبههاى كتاب هويداست اين مورخ
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 22
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
صمقدمه ٢٢