تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
جمله روى به علامت 1 امير نهادند و جنگ سخت شد . سه سوار از مبارزان ايشان در برابر امير افتادند . امير دريازيد 2 و يكى را عمودى 3 بيست منى بر سينه زد كه ستانش 4 بخوابانيد و ديگر روى برخاستن نديد و غلامان نيرو كردند و آن دو تن ديگر را از اسب بگردانيدند 5 ، و آن بود كه غوريان دررميدند و هزيمت شدند و آويزان آويزان 6 مىرفتند تا ديه كه در پاى كوه بود و از آن روى ، [ و ] بسيار كشته و گرفتار شدند . و هزيمتيان 7 چون بديه رسيدند ، آن را حصار گرفتند 8 و سخت استوار بود و بسيار كوشكها بود بر رسم غور ، و دست به جنگ بردند ، و زن و بچه و چيزى كه بدان مىرسيدند 9 ، گسيل مىكردند بحصار قوى و حصين كه داشتند در پس پشت . و آن جنگ بداشت 10 تا نماز شام و بسيار از آن ملاعين كشته شدند و بسيار مسلمان نيز شهادت يافت 11 . و چون شب تاريك شد ، آن ملاعين بگريختند و ديه بگذاشتند . و همه‌شب لشكر منصور به غارت مشغول بودند و غنيمت يافتند . بامداد امير فرمود تا كوس بكوفتند و برنشست و قصد حصارشان كرد - و بر دو فرسنگ بود 12 ، بسيار مضايق ببايست گذاشت - تا نزديك نماز پيشين را 13 آنجا رسيدند ، حصارى يافتند سخت حصين ، چنان كه گفتند در همه غور محكم‌تر از آن حصارى نيست و كس ياد ندارد كه آن را بقهر بگشاده‌اند . امير آنجا فرودآمد و لشكر را فرمود تا بر چهار جانب فرودآمدند و همه‌شب كار مىساختند و منجنيق 14 مىنهادند . چون روز شد ، امير برنشست و پيشكار رفت بنفس عزيز خويش و منجنيقها بر كار كرد و سنگ روان كردند و سمج 15 گرفتند از زير دو برج كه برابر امير بود و غوريان جنگى پيوستند بر برجها و باره‌ها كه از آن سخت‌تر نباشد ؛ و هر برج كه فرودآوردندى 16 ، آنجا بسيار مردم گرد آمدندى و جنگ ريشاريش 17 كردندى . و چهار روز آن جنگ بداشت و هر روزى كار سخت‌تر بود . روز پنجم از هر دو جانب جنگ سخت‌تر پيوستند و نيك جد كردند هر دو جانب كه از آن هول‌تر 18 نباشد . امير فرمود غلامان سراى را تا پيشتر رفتند و به تير غلبه كردند غوريان را ، و سنگ سه منجنيق با تير يار شد 19 ، و امير علامت را مىفرمود تا پيشتر مىبردند و خود خوش خوش 20 بر اثر آن ميراند تا غلامان و حشم و اصناف لشكر بدان قوىدل مىگشتند و جنگ
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 170 | محمد بن حسين البيهقي