فرمايد :
فردا فصيح باشى در موقف حساب * گر علتى بگوئى و عذرى بگسترى ،
ص 76 مواعظ سعدى تصحيح فروغى
( 27 ) - هر كدام . . . برومندتر : مرحوم دكتر فياض در حاشيه صفحهء 2 چاپ سال 1324 نوشتهاند « به عقيدهء ما جملهء معترضهيى بوده است چنين : هر كدام قويتر ، شكوفه آبدارتر و برومندتر . . . .
مؤيد اين احتمال آنكه در چند سطر بعد مسعود را شاخ بزرگ مىنامد »
( 28 ) - فرانستاند :
نپذيرد و راضى نباشد ، فعل پيشوندى
ص 4
( 1 ) - وى : مرجع ضمير امير ابو احمد محمد است
( 2 ) - ناهموار : درشت و سخت
( 3 ) - اصل بزرگ : به استعاره مراد شجرهء خاندان بزرگ غزنوى
( 4 ) - رفته بود : مقدر شده بود
( 5 ) - سر ملك : در نسخهبدل سرير ملك بمعنى تخت سلطنت آمده كه بر متن ترجيح دارد
( 6 ) - رحمة . . . : رحمت و بخشايش خدا بر آن دو باد
( 7 ) - انقياد : فرمانبردارى و فروتنى كردن ، مصدر باب انفعال از مجرد قيد
( 8 ) - وليعهد : مخفف ولى عهد ، متصرف و حاكم وقت ، وارث پادشاهى ، اسم مركب ساختهشده از تركيب اضافى بفك اضافه ؛ فرخى فرمايد :
دل پژمان بوليعهد تو خرسند كناد * اين برادر كه زد اندر دل از درد تو نار
( 9 ) - به حقيقت : براستى ، حقيقة ، متمم قيدى تأكيد
( 10 ) - ارزانى داشت : به كنايه يعنى بخشيد .
( 11 ) - خليفت : بفتح اول خليفه يا جانشين ، ظاهرا خليفت پدر ( نقل از حواشى دكتر فياض )
( 12 ) - خليفت مصطفى : جانشين محمد مصطفى پيامبر گرامى اسلام ، مقصود خليفهء عباسى
( 13 ) - او : مرجع ضمير سلطان مسعود است
( 14 ) - فريضهتر : بفتح اول واجبتر
( 15 ) - ملطفه : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مفتوح ، نامهء كوچك كه غالبا در كارهاى فورى مىنوشتهاند ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ، اسم مفعول بصيغهء مؤنث از تلطيف
( 16 ) - كوهتيز :
بحدس مرحوم بهار مصحف كوهيژ در اصل كوهيژك بمعنى كهك ، نام جائى در پانزده كيلومترى قندهار ، نگاه كنيد به صفحهء 150 يادنامه ابو الفضل بيهقى چاپ سال 1350 مشهد
( 17 ) - موقوف كردند : بازداشت كردند ، فعل مركب - موقوف اسم مفعول از وقف
( 18 ) - مناظره : با هم سؤال و جواب و بحث كردن ، مصدر باب مفاعله از مجرد نظر
( 19 ) - وى :
مرجع ضمير در اينجا حاجب بزرگ علىّ بن ايل ارسلان از خويشاوندان سلطان محمود معروف به على قريب يا على خويشاوند است كه با همدستى يوسف بن سبكتگين امير محمد را در سيزدهم شوال 421 گرفتند و كور كردند و در قلعه كوهتيز محبوس كردند
( 20 ) - گوزگانان : بفتح اول و سكون دوم و سوم ، نام ولايتى در خراسان كه حكومت آن را