5 . زياد بن نَضْر را بر طوائف : مَذْحِجْ و اشْعَرى .
6 . سعيد بن قيس هَمْدانى را بر مردم هَمْدان و قبيلهء حِمْيَر .
7 . عَدىّ بن حاتم را بر طايفهء طَىّ ، گماشت . « 1 »
ابن عبّاس نيز « ابُوالْاسْوَدِ دُئِلى » را به جانشينى خود در بصره گذاشت و به همراه لشكرى متشكل از پنج تيپ در « نُخَيلَه » به اميرمؤمنان عليه السلام پيوست . « 2 »
اميرالمؤمنين عليه السلام پس از تعيين فرماندهان و تنظيم نيروها « زياد بن نَضْر » ( فرمانده تيپ مَذْحِجْ و اشعريان ) و شُرَيْحِ بْنِ هانى را خواست و پس از تذكّرات و سفارشهاى لازم ، آنان را همراه دوازده هزار سرباز ، پيشاپيش فرستاد و دستور داد : گزارشها و اخبار را به حضرت برسانند . « 3 »
حركت به سوى صفّين
به دنبال عزيمت پيشتازان سپاه ، اميرمؤمنان عليه السلام نيز روز چهارشنبه پنجم شوّال ، سال 36 هجرى با لشكر عظيمى كه تعدادشان ( به اضافهء پيشروان ) نود هزار نفر مىشد « 4 » « نُخَيْلَه » را به عزم صِفّين ترك كرد .
پس از رسيدن سپاه اسلام به ساحل فرات ، گروهى پيشنهاد كردند براى اتمام حجّت و دعوت معاويه به ترك لغزشهايش ، صلاح است نامهاى به او نوشته شود . حضرت على عليه السلام به پيشنهاد آنان ترتيب اثر داد و براى چندمين بار نامهء نصيحتآميزى براى او نوشت .
در بخشى از نامهء امام عليه السلام آمده است :
« اى معاويه ! ) سزاوارترين فرد به مقام خلافت كسى است كه از همه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نزديكتر و به كتاب خدا و احكام اسلام داناتر باشد پيش از همه اسلام آورده ، و بيشتر و بهتر از هر كس جهاد كرده باشد . . . من شما را به كتاب خدا و
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 117
( 2 ) - وقعه صفين ، ص 117
( 3 ) - همان مدرك ، ص 121 - 122
( 4 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 375 . البته رقمهاى ديگرى نيز گفته شده از قبيل يكصدهزار ، يكصد و پنجاه هزار و . . . ( وقعهصفين ، ص 156 و اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 479 )