برخيزد ، حضرت همچون رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، پيش از آغاز جنگ ، با اصحاب خود - از مهاجران و انصار - در اين باره مشورت كرد و از آنان نظرخواهى نمود . ياران امام عليه السلام آراى مختلفى ابراز كردند كه بيشتر به تسريع در اقدام و عدم آن مربوط مىشد .
برخى مىگفتند : هر چه زودتر بايد با آنان برخورد قاطعى شود . برخى ديگر معتقد بودند نخست بايد از طريق مسالمت پيش رفت ، اگر به عناد و سركشى خود ادامه دادند نبرد آغاز شود . « 1 »
در پايان ، « سَهْلِ بْنِ حُنَيْف » به نمايندگى از حاضران برخاست و گفت :
اى اميرمؤمنان ! شما با هر كه سِلْم باشى و با هر كه ستيز نمايى ما نيز مىجنگيم . رأى ما ، رأى توست . ما همانند دست راستت مطيع و فرمانبر توايم . . . » « 2 »
پس از آن اميرمؤمنان عليه السلام براى آمادگى عموم مردم ، خطبهاى ايراد كرد و مردم را براى جهاد و حركت به سوى صِفّين تهييج كرد و فرمود :
« سيرُوا الى اعْداءِ اللَّهِ ، سيروُا الى اعْداءِ السُّنَنِ وَ الْقُرآنِ و سيروُا الى بِقيَّةِ الاحْزابِ ، قَتَلَةِ المُهاجِرينَ و الانْصارِ . . . » « 3 »
برويد به سوى دشمنان خدا ، برويد به سوى دشمنان قرآن و سنّت ، برويد به سوى باقيماندهء احزاب باطل ، قاتلان مهاجر و انصار .
بسيج عمومى
اميرمؤمنان عليه السلام پس از آماده كردن افكار عمومى براى جهاد با طغيانگران ، نامه هايى به كارگزاران خود در مناطق مختلف و همچنين به فرماندهان نظامى و مسؤولان خراج و ماليات نوشت و از آنان براى بسيج مردم مناطق حوزه مسؤوليت خود و شركت در اين جهاد مقدّس دعوت فرمود . « 4 »
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 92
( 2 ) - همان مدرك ، ص 93
( 3 ) - وقعه صفين ، ص 94
( 4 ) - براى آگاهى از متن نامههاى امام عليه السلام به كتاب وقعه صفين ، ص 104 - 108 مراجعه شود .