خود نيز براى تقويت روح اخلاص و فداكارى در مردم به منبر رفت و خطابهاى ايراد كرد .
در بخشى از سخنانش فرمود :
« معاويه و سپاهش همان گروه باغى و سركشى هستند كه شيطان زمامشان را در دست گرفته و با وعدههاى فريبنده آنان را به گمراهى واداشته است . شما داناترين مردم به حلال و حرام خدا هستيد پس به آنچه مىدانيد اكتفا كنيد و از آنچه خداوند شما را از آن برحذر داشته اجتناب ورزيد . » « 1 »
براى نشان دادن اهميّت مسأله پس از سخنرانى اميرمؤمنان عليه السلام ، فرزندان بزرگوارش امام حسن و امام حسين عليهما السلام نيز به ترتيب برخاستند و سخنانى ايراد كردند . « 2 »
با پايان گرفتن سخنان على عليه السلام و فرزندان بزرگوارش ، اكثر مردم براى نبرد آماده شدند .
تشكيل تيپها و تعيين فرماندهان
اميرمؤمنان عليه السلام پس از انجام كارهاى مقدّماتى تصميم به حركت گرفت . از اين رو حارِثِ بْنِ اعْوَر ، طبق فرمان امام عليه السلام اعلام كرد : همه نيروها به سمت « نُخَيْلَه » بيرون بروند و در آنجا خيمه زنند . « مالِكِ بن حبيب » رئيس شهربانى كوفه نيز مأموريّت هماهنگى و اعزام نيرو به قرارگاه را يافت و عُقْبَة بن عَمْرِو انصارى به جانشينى امام عليه السلام در كوفه ماند .
اميرمؤمنان عليه السلام پس از اين اقدامات به طرف قرارگاه حركت كرد . نيروها نيز به همراه آن حضرت حركت كردند . « 3 »
پس از اجتماع سپاهيان ، آنان را به هفت تيپ قسمت كرد و براى هر يك فرماندهى به شرح زير تعيين فرمود :
1 . سَعْدِ بْنِ مَسْعود ثَقَفى را بر نيروهاى قَيْس و عَبدُالْقَيْس .
2 . مَعْقِلِ بنِ قَيْس يُرْبوُعى را بر قبايل : تَميم ، ضَبَّه ، رِبابْ ، قُرَيش ، كِنانَه و اسد .
3 . مِخْنَفِ بن سُلَيْم را بر قبايل : ازُد ، بَجيلَه ، خَثْعَمْ ، انصار و خُزاعه .
4 . حُجْرِ بن عَدىّ را به فرماندهى قبايل : كِنْده ، حَضْرَ مُوت ، قُضاعه و مَهْرَه .
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 113
( 2 ) - همان مدرك
( 3 ) - وقعه صفين ، ص 121