درس 9 قاسطين - جنگ صفين « 1 » دست درازى به حجاز
على رغم اينكه امير مؤمنان عليه السلام كوشش مىكرد ، مشكلى به نام معاويه با مسالمت حلّ شود و او بدون خونريزى ، در برابر حقّ و عدالت تسليم گردد ، « معاويه » با جدّيت تمام سعى در بر هم زدن اوضاع و ايجاد دو دستگى و اختلاف در ميان مسلمانان داشت و تلاش مىكرد براى تقويّت توان سياسى خود ، از طريق نوشتن نامه براى افراد سرشناس و رؤساى قبايل - به حجاز نيز دست يابد .
در اين باره با « عمر و عاص » مشورت كرد و افزود با اين كار به يكى از دو نتيجه مىرسيم :
يا به مقصود خود مىرسيم و آنان را همراه خويش مىكنيم . و يا حداقل دچار شك و ترديد مىشوند و از يارى رساندن به على عليه السلام باز مىمانند .
« عمروعاص » اين كار را غير مؤثر دانست ؛ چون معتقد بود اين افراد يا از ياران على عليه السلام هستند ، در اين صورت نوشتن نامه بينش آنان را زيادتر مىكند ، و يا متمايل به عثمان هستند كه نامه بيش از آنچه كه هستند در آنان تأثيرى نمىكند . و اگر جزو كنارهگيران باشند آنها نيز به على بيش از تو اطمينان دارند .
ولى معاويه همچنان بر تصميم خود جدّى بود . سرانجام مشتركاً نامهاى به مردم مدينه نوشتند و در آن اميرمؤمنان عليه السلام را متّهم به قتل عثمان كردند و از او خواستار تسليم قاتلان خليفه شدند و از مردم مدينه - در اين رابطه - تقاضاى كمك كردند . « 1 »
علاوه بر نامهء فوق ، نامههاى خصوصى نيز براى افراد سرشناسى كه از اميرالمؤمنين عليه السلام كنارهگيرى كرده بودند مانند سَعْدِ بْنِ ابى وَقّاص ، عَبْدُاللَّهِ بْنِ عُمَر و مُحَمَّدِ بْنِ مَسْلَمَه نوشت .
معاويزه با اين كار مىخواست حكومت حضرت على عليه السلام را از درون متزلزل سازد و با
هامش
( 1 ) - وقعه صفين ، ص 62 - 63 و شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 109