نيز مىدانندكه به خطا مىروند . و چه بسا عالمى كه جهلش او را مىكشد بدون اينكه از عملش نفعى ببرد .
مرا با قريش چه كار ! به خدا سوگند در حال كفرشان آنان را كشتم . اكنون نيز كه فريب هواى نفس و شيطان را خوردهاند ( و آشوب مىكنند ) آنان را مىكشم . . . » « 1 »
روز دوّم و سوّم نيز براى آماده ساختن افكار مردم ، سخنرانيهاى مهيّجى ايراد فرمود : و سرانجام اعلان جنگ كرد ، سهل بن حنيف را در مدينه جانشين خود كرد « 2 » و با لشكرى مجّهز كه بالغ بر هفتصد نفر مىشد مدينه را به عزم عراق ترك نمود .
در ربذه
امير مؤمنان عليه السلام در ربذه چند روز توقف كرد . در طول اين مدت عدهاى از انصار از مدينه از جمله « خُزَيْمَةِ بْنِ ثابِت » و همچنين حدود ششصد سواره نظام از طايفهء طىّ ، به سپاه اميرمؤمنان عليه السلام پيوستند . « 3 »
امير مؤمنان عليه السلام هاشم مِرْقال ر با نامهاى براى استاندار كوفه ، به سوى كوفه فرستاد تا قبل از آنكه طلحه و زبير به آنجا دست يابند از نيروى آنان كمك بگيرد .
ولى ابوموسى اشعرى ( استاندار ) نه تنها به نمايندهء امام عليه السلام روى خوشى نشان نداد بلكه نامهء امام عليه السلام را از بين برد و هاشم را تهديد به زندان كرد « 4 » و مردم كوفه را از يارى آن حضرت برحذر داشت و كفت :
« اگر بنا برجنگ باشد نخست بايد با قاتلان عثمان بجنگيم آنگاه به ديگران بپردازيم . » « 5 »
نمايندهء امام عليه السلام جريان را براى اميرمؤمنان عليه السلام نوشت .
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 243 و ارشاد مفيد ، ص 131
( 2 ) - در الْجَمل للمفيد ، ص 129 و الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 5 به جاى سهل ، قُثَم بْنِ عبّاس ذكر شده است
( 3 ) - رَبَذه محلى است در نزديكى ذات عِرْق از راه حجاز كه تا مدينه سه روز راه است ( معجم البلدان ، ج 3 ، ص 24 )
( 4 ) - الجمل للمفيد ، ص 130 و شرح ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 9
( 5 ) - تاريخ طبرى ، ج 4 ، 478 - 477 ، كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 277 ، شرح ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 9