1 - استاندارى و مسجد و بيت المال همچنان در اختيار عثمان بن حنيف باشد .
2 - طلحه و زبير وكسان آنان آزادند در هر جاى بصره رفت و آمد كنند .
3 - هيچيك از دو طرف حقّ ايجاد مزاحمت نسبت به طرف ديگر را ندارند .
4 - اين قرار داد تا وقتى معتبر است كه على عليه السلام برسد . پس از آن مردم در انتخاب صلح يا جنگ ، آزادند .
با امضاى قرداد ، صلح ميان طرفين برقرار شد و عثمان بن حنيف به ياران خود دستور داد سلاح خود را كنار گذاشته ، به منزلهايشان بروند . « 1 »
مكر و پيمان شكنى
سران سپاه ، پس از استقرار در بصره با بزرگان قبائل تماس مىگرفتند و با وعدههايى آنان را تطميع كردند ؛ از اين رو بسيارى از دنيا دوستان و رياست طلبان ، دعوت آنان را اجابت كردند .
طلحه و زبير پس از محكم كردن كار خود ، قرداد را نقض كردند و در يك حمله شبانه به استاندارى ، عثمان را دستگير كرده ، سخت شكنجه دادند ؛ بدينگونه كه پس از ضرب و شتم ، موهاى سر و ابروان و محاسن او را كندند ، آنگاه به بيت المال حمله بدند . چهل نفر از نگهبانان محل را كشتند و بقيه را متفرّق ساختند و آنچه در خزانه بود به غارت بردند .
بدينگونه شهر توسط سربازان مهاجم ، اشغال شد و مراكز حسّاس ، تحت اختيار آنان درآمد . مهاجمان براى ايجاد رعب بيشتر ، پنجاه نفر از دستگير شدگان را با فجيعترين وضع در برابر چشم مردم كشتند . « 2 »
عايشه دستور دادعثمان بن حنيف را نيز به قتل برسانند ولى يكى از زنان مانع شد و گفت : عثمان از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله بود . احترام رسول خدا صلى الله عليه و آله را حفظ كن . عايشه دستور داد او را زندانى كنند . « 3 »
هامش
( 1 ) - الْحَمْل للمفيد ، ص 151 - 150 و كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 214
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 358 و شرح ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 321
( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 268 و كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 216 - 215