نمايندگان عثمان بن حنيف به سوى سپاه
نمايندگان بن حنيف ، استاندار اميرمؤمنان عليه السلام در بصره پس از اطلاع از رسيدن سپاه عايشه به حومهء شهر « ابُو الْاسْوَدِ دُوئِلى » و « عِمْرانِ بن حُصَيْن » را نزد سران سپاه فرستاد تا انگيزهء آنان را از حركت به سوى بصره جويا شود . آنان ابتدا با عايشه تماس گرفتند . از او سؤال كردند : منظور تو از آمدن به بصره چيست ؟ گفت : خونخواهى عثمان و انتقام از قاتلان او .
از طلحه و زبير سؤال را پرسيدند . آنان نيز همان سخن عايشه را گفتند . ابُو الْاسْوَد ، خطاب به طلحه گفت : مگر تو با على عليه السلام بيعت نكردى ؟ گفت : چرا ، ولى زير فشار اسلحه و تهديد « 1 »
نمايندگان ، جريان را به عثمان گزارش دادند . عايشه نيز با نيروهايش از « حَفَرِ ابُو مُوسى » حركت كرد و وارد بصره شد ، و « مِرْبَد » « 2 » را كه ميدان وسيعى بود اردوگاه قرارا داد .
عثمان بن حنيف ، پس از مشورت با نمايندگان خود ، تصميم گرفت ، تا زمانى كه دستورى از اميرمؤمنان عليه السلام نرسيده است از ورود سپاه به مركز شهر جلوگيرى كند . از اين رو دستور داد مردم سلاح بردارند و در مسحد جامع اجتماع كنند .
پس از اجتماع مردم ، فردى بنام « قَيْس » از طرف استاندار براى جمعيّت سخنرانى كرد و آنان را يه پايدارى و مقاومت در برابر سپاه عايشه دعوت نمود . « 3 »
طبق نقل ابْنِ قُتَيْبَه ، عُثْمانِ بْنِ حُنَيْف نيز براى يارانش سخن گفت . در بخشى از سخنانش گفت :
« اين دو نفر « طلحه و زبى » با على عليه السلام بيعت كردند در حالى كه رضاى خدا را نمىخواستند ، لذا شتاب كردند و قبل از شيرخوارگى فرزند كامل طلب نمودند . . . آنان گمان مىكنند با زور بيعت كردهاند با اينكه از مردان زورمند قريش بودند و مىتوانستند بيعت نكنند . . . راه همان است كه عامّه مردم پيموده
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 313 ، تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 462 - 461 ، كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 211 و الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 61 البته گفتگوى نمايندگان عثمان با سران لشكر مفصّل است كه ما براى رعايت اختصار خلاصهء آن را ذكر كرديم
( 2 ) - مربد در كنار شهر و ميدان مال فروشان بود
( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 462