هر يك از معاويه و حضرت على عليه السلام در دو قطب متضاد ، قرار داشت ، و اين امر همكارى ميان آن دو را عملًا ناممكن مىساخت .
* اگر اميرمؤمنان عليه السلام فرمانى مبنى بر تأييد حكمرانى معاويه در شام مىنوشت ، چه بسا معاويه از فرمان امام عليه السلام سوء استفاده كرده ، آن را مدرك مشروعيّت فرمانروايى خود قرار مىداد و با اين روشجاى پاى خود را پيش از پيش در شام محكم مىكرد .
* وجود عمّال فاسد و مستبدّى همچون معاويه و امثال او در دستگاه خلافت ، يكى از مهمترين عوامل نارضايتى و شورش مسلمانان بر ضدّ عثمان بود . و اگر در حكومت اميرمؤمنان عليه السلام نيز ( كه تكيه گاهش طبقات محروم و ستمديده هستند ) امثال معاويه بخواهند بر سر كار بمانند دوباره موجبات نارضايتى فراهم شده و اكثريّت طرفداران امام عليه السلام ، نسبت به او و حكومت آيندهاش دلسرد مىشدند ، و ميان آنان و اقليّتى كه در هر حال تشخيص اميرالمؤمنين عليه السلام را حجّت مىدانستند و به او وفادار مىماندند اختلاف مىافتاد .
دلايل ياد شده و نيز روايتى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه حكومت بر خاندان ابوسفيان حرام است ، « 1 » اميرمؤمنان عليه السلام را بر آن داشت تا با ارسال نامهاى معاويه را از مقامش عزل و سَهْلِ بْنِ حُنَيْف را به جاى وى به استاندارى شام منصوب كند . « 2 »
- تضمين حقوق مساوى
همچنانكه مىدانيم اسلام بر تبعيضات عصر جاهليّت خط بطلان كشيد . ولى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله اين روش جاهلى به تدريج دوباره رواج يافت و در زمان خلافت عثمان بيشتر شد .
اميرمؤمنان عليه السلام با به دست گرفتن زمام حكومت ، به همهء تبعيضات و امتيازات عصر جاهليّت پايان داد ، و تضمين كرد براى همهء مسلمانان ، حقوق مساوى برقرار كند .
هامش
( 1 ) - ر . ك . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 185
( 2 ) - براى آگاهى از متن نامه ؟ ؟ ؟ مىشود به شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 230 ، انساب الاشراف بلاذرى ، ج 2 ، ص 211 و سيرَة الائمة الاثنى عشر ، ج ؟ ؟ ؟ ص 442