طلحه و زبير بيعت كردند ، بعد گروهى كه از مصر ، بصره و كوفه آمده بودند و سپس تمام مردم . « 1 »
سرور شادمانى پس از بيعت
( براى مطالعه )
پس از انجام بيعت ، سرور و شادمانى تمام مردم را فرا گرفت . آنان از اينكه با وصىّ و برادر رسول خدا صلى الله عليه و آله بيعت كردهاند خرسند بودند . امام عليه السلام وضع روحى مردم را پس از بيعت چنين توصيف مىكند :
« سرور و خوشحالى مردم آن روز به خاطر بيعت با من ، چنان شدت داشت كه كودكان نيز به وجد آمده بودند ، و پيران با پاى ارزان خود ، به راه افتاد بودند ، بيماران بر دوش افراد سوار شده ، و زمين گيران بر آن ، حسرت مىبردند . » « 2 »
علاوه بر خوشحالى عمومى ، عدّهاى اط بزرگان صحابه يكى پس از ديگرى برخاستند و در جمع مردم با ايراد خطابه ، مسرّت و رضايت قلبى خود را اظهار نموده ، مردم را به پايدارى در برابر پيمان خود وتقويّت حكومت جديد دعوت كردند ، از جمله :
1 - ثابت بن قيس ، سخنگوى انصار گفت :
« اى اميرمؤمنان ! به خدا سوگند ، اگر ديگران در زمامدارى ، بر تو سبقت گرفتند ، ولى در دين نتوانستند بر تو برترى پيدا كنند . . . آنان به تو نيازمند بودند ولى تو به احدى نياز نداشتى . » « 3 »
2 - خُزَيْمَةِ بْنِ ثابِتْ گفت :
« اى امير مؤمنان ! ما براى زمام امور خود جز تو را نشناختيم . . . .
تو پيش قدمترين مردم در ايمان ، و عارفترين آنان نسبت به خدا ، و سزاوارترين فرد نسبت به مقامات رسول خدا صلى الله عليه و آله هستى ، آنچه ديگران دارند ، تو نيز دارى ،
هامش
( 1 ) - همان مدرك
( 2 ) - نهج البلاغه ، خ 229 « وَ بَلَغَ مِنْ سُرُور النّاس بِبِيْعَتِهِمْ ايّاىّ ان ابْتَهَجَ بِهَ الصَّغيرُ وَ هَدَجَ الَيْهَا الكبيُر وَ كامَلَ نَحْوَهَا الْعَليلُ و حَسَرَتْ الَيْها الْكِعابُ . »
( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج ؟ ؟ ؟ ، ص 179