درس 5 پذيرش حكومت
5 - از خلافت تا شهادت
تاكنون زندگى حضرت على عليه السلام را از تولّد تا خلافت ظاهرى به اجمال بررسى كرديم .
اينك تاريخ اسلام را از خلافت آن حضرت تا شهادت بررسى مىكنيم .
بيعت با حضرت على عليه السلام
با كشته شدن عثمان ، مهاجران و انصار براى تعيين رهبر آيندهء اسلام ، به امير مؤمنان عليه السلام روى آوردند . در پيشاپيش جمعيّت صحابهء بزرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله مانند عَمار ياسِرْ ، ابُوالْهَيْثَمْ ، ابُوايُّوبِ انْصارى ، طَلْحَه و زُبَيْر ، ديده مىشدند مردم براى بيعت ، به سوى خانهء حضرت على عليه السلام هجوم برده اصرار داشتند او زمام امور خلافت رابه دست گيرد .
آنان گفتند :
« اى ابوالحسن ! عثمان كشته شد و ما به پيشوا نيازمنديم ، و امروز هيچ فردى را شايستهتر از تو نمىدانيم . تو در گرايش به اسلام از همه پيش قدمتر و به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از همه نزديكتر هستى . »
امير مؤمنان عليه السلام فرمود :
« من نيازى به حكومت بر شما ندارم ، هر كه را اختيار كرديد من به او رضايت مىدهم . » « 1 »
همه گفتند : ما جز تو كسى را نمىخواهيم . « 2 »
مردم اصرار مىكردند ولى با عدم پذيرش از جانب امام عليه السلام مواجه مىشدند . سرانجام بدون دست يافتن به منظور خود از خانه بيرون آمدند .
رفت و آمدها چند بار تكرار شد ، ولى حضرت على عليه السلام قبول نمىكرد و مىفرمود : « اين
هامش
( 1 ) - لا حَاجَةُ لى فى امْركُم ؟ ؟ ؟ ؟ رَضيتُ به
( 2 ) - كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 190 ، تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 427 و تاريخ ابى الفداء ، ج 1 ، ص 171