دانستند .
از اين رو ، تصميم گرفتند هر سه نفر را - كه به عقيدهء آنان « ائِمّهء ضَلال » بودند بكشند و بدين وسيله به اختلافات ، كشمكشها و بى عدالتيهاى جامعهء اسلامى پايان بخشند .
سه نفر از ميان آنان داوطلب شدند تا به حيات و زندگى سه نفر ياد شده خاتمه دهند .
« عَبْدُالرَّحمانِ بنِ مُلْجَم » عهده دار قتل امام عليه السلام شد . آنان براى اجراى اين توطئه با يكديگر پيمان بستند و سحرگاهِ روز نوزدهم رمضان ، سال چهلم را زمان عمليّات تعيين كردند و از هم جدا شدند .
ابن ملجم وارد كوفه شد و به خانهء دختر عمويش « قَطام » رفت و از وى - كه از قبل به وى عشق مىورزيد - خواستگارى كرد . قَطام - كه از خوارج بود و پدر و برادرش در نهروان كشته شده بودند و به همين جهت كينهء سختى از امام عليه السلام به دل داشت - گفت :
« به شرطى مىپذيرم كه علاوه بر پرداخت سه هزار درهم و يك غلام و كنيز ، على عليه السلام را بكشى . اگر در اين كار موفق شوى قلب مرا شفا دادهاى و به كام دلت رسيدهاى ، و چنانچه كشته شوى به پاداشى بزرگتر از نعمتهاى دنيوى دست خواهى يافت . »
ابن ملجم ، چون با اصرار آن زن مواجه شد ، منظور شوم خود را بازگو كرد و گفت : « من براى انجام چنين كارى به كوفه آمدهام » . « 1 »
« ابن ملجم » ، « شَبيبِ بن بَجرَه » يكى ديگر از خوارج را به كمك گرفت . قَطام نيز « وَرْدانِ بنِ مُجالِد » را براى همكارى با آنان معرفى كرد . آنان « اشْعَث بنِ قَيس » را نيز در جريان گذاشتند . « اشْعَث » آنان را بر انجام مأموريت تشويق كرد . « 2 »
شهادت
حضرت امير عليه السلام وارد مسجد شد و مردم را براى عبادت و مناجات با پروردگار از خواب
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 411 ؛ بحارالانوار ، ج 42 ، ص 228 ، مقاتل الطالبين ، ص 18 ، و تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 143
( 2 ) - امام جعفر صادق عليه السلام در روايتى مىفرمايد : اشعث بن قيس ، در خون اميرالمؤمنين عليه السلام شريك بود و دخترش « جُعْده » امام حسن عليه السلام را مسموم كرد . پسرش محمد نيز در كربلا در خون امام حسين عليه السلام شريك بود . ( بحارالانوار ، ج 42 ، ص 228 )