گرامى صلى الله عليه و آله كه در سه مرحلهء اين نبرد ، دربارهء آن حضرت فرمود ، اكتفا مىكنيم .
* هنگام عزيمت على عليه السلام به ميدان فرمود : « خدايا ! در روز بدر « عُبَيْدَه » و در احد « حَمْزَه » را از من گرفتى ، اكنون على عليه السلام را از آسيب حفظ فرما . » سپس اين آيه را خواند . « ربِّ لاتَذَرنى فَرْداً وَ انْتَ خَيْرُ الْوارثينَ » « 1 »
* هنگام رويارويى با عمرو فرمود :
« بَرَزَ الْايمانُ كُلُّه الَى الشِّركِ كلِّهِ »
دو مظهر كامل ايمان و شرك روبه رو شدند . « 2 »
* پس از مراجعت پيروزمندانهء وى فرمود :
« لَوْ وُزِنَ الْيَومُ عَمَلُكَ بِعَمَلِ امَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله لَرَجَعَ عَمَلُكَ بِعَمَلِهِمْ . . . »
اگر عمل امروز تو با اعمال تو با اعمال ( پسنديدهء ) همهء امّت محمّد صلى الله عليه و آله مقايسه شود ( بى ترديد ) بر آنها برترى خواهد داشت . « 3 »
حضرت على عليه السلام فاتح خيبر
( براى مطالعه )
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله « خَيْبَر » مركز يهوديان را محاصره كرد . در ابتداى اين غزوه على عليه السلام به خاطر چشم درد ، از جنگ ناتوان بود . از اين جهت رسول گرامى صلى الله عليه و آله پرچم را به دو تن از مسلمانان داد ، ولى آن دو هر كدام پس از ديگرى بدون كسب پيروزى ، بازگشتند .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پرچم از آن اينان نبود ، على عليه السلام را بياوريد ! به عرض رسيد : او درد چشم دارد . فرمود : او را بياوريد ، او مردى است كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند . « 4 »
وقتى على عليه السلام به حضور پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ضمن دعا براى وى از آب دهان مبارك بر چشم او كشيد ، درد بر طرف شد . آنگاه پرچم را برافراشت و به ميدان رفت .
دلاوران يهود از درون « دژ » بيرون آمدند ، حارث برادر مدحب نعره زنان به سوى امام عليه السلام
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 20 ، ص 215
( 2 ) - همان مدرك
( 3 ) - همان مدرك ، ص 205
( 4 ) - « . . . ارُونيِه تُرُونى رَجُلًا يُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ . . . . » ارشاد مفيد 66