حديث غدير
- حديث يَوْمُ الدّار
پس از گذشت سه سال از بعثت ، با نزول آيهء « وَ انْذِرْ عَشيرَتَكَ الاقْرَبينَ » « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله مأمور شد نخست ، خويشاوندان خود را به اسلام دعوت كند . بدين منظور على عليه السلام به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله حدود چهل تن از سران بنى هاشم ، از جمله : ابوطالب ، ابولهب ، عباس ، حمزه و . . . را مهمان كرد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله پس از صرف غذا فرمود :
« اى فرزندان عبدالمطلّب ! در بين جوانان عرب كسى را سراغ ندارم كه بهتر از آنچه من برايتان آوردهام . خدا فرمان داده است تا شما را به سوى او بخوانم .
كداميك از شما در اين راه مرا يارى خواهد كرد تااو ، برادر ، وصىّ و جانشين من گردد ؟ »
پيامبر صلى الله عليه و آله اين تقاضا را سه بار تكرار كرد و هر سه بار تنها على عليه السلام برخاست و اعلام آمادگى كرد .
در اين هنگام ، رسول گرامى صلى الله عليه و آله فرمود :
« همانا اين ( اشاره به على عليه السلام برادر ، وصىّ و جانشين من است . سخنش را بشنويد و از او اطاعت كنيد . » « 2 »
- حديث منزلت
تنها غزوه اى كه على عليه السلام به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله در آن شركت نكرد ، بلكه به عنوان جانشين آن حضرت ، و به منظور پيشگيرى از حوادث احتمالى ، در مدينه ماند ، غزوهء تبوك بود .
وقتى منافقان از تصميم رسول خدا صلى الله عليه و آله آگاه شدند ، دست به شايعه پراكنى زدند كه روابط على عليه السلام با پيامبر صلى الله عليه و آله تيره شده و وى موردبى مهرى رسول خدا صلى الله عليه و آله قرار گرفته است . على عليه السلام پس از اطلاع از نقشهء شوم آنان براى تكذيب گفتارشان ، خود را به
هامش
( 1 ) - شعراء ، آيه 214
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 321 - 320 ، كامل ابن اثير ، ص 63 - 62 و الغدير ، ج 2 ، ص 278