شتافت ولى پس از لحظاتى پيكر مجروح او بر خاك افتاد . مرگ برادر ، مرحب را سخت متأثر كرد ، لذا براى گرفتن انتقام ، در حالى كه غرق در سلاح بود به نبرد حضرت على عليه السلام آمد .
پس از گفت و شنودى كه بين آن دو انجام گرفت چيزى نگذاشت كه شمشير برندهء قهرمان اسلام بر فرق مَرْحَبْ فرود آمد و او را به خاك افكند . ديگر دلاوران يهود ، گريخته و به درون قلعه پناه بردند و در را بستند . امام عليه السلام فراريان را تعقيب كرد و چون در را بسته ديد ، با قدرت الهى درى را كه بيست تن مىبستند يك تنه از جا كند و بر روى خندق قلعهء يهوديان افكند ، تا سربازان اسلام ، از آن گذشتند و آن لانهء فساد و كانون خطر را در هم كوبيدند . « 1 »
و از آنجايى كه پيروزى چشمگير مسلمانان در غزوهء « خَيْبَر » در پرتو فداكارى و دلاورى امير مؤمنان على عليه السلام به دست آمد ، آن حضرت را « فاتح خيبر » مىنامند .
حضرت على عليه السلام و جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله
بدون ترديد يكى از بزرگترين و مهمترين مسائل اسلامى ، مسألهء رهبرى امّت و ولايت و سرپرستى امور مسلمانان است . به لحاظ همين اهميت ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سعى داشت مسأله رهبرى آيندهء جامعهء اسلامى را در زمان حيات خود حل كند لذا از اولين روز « دعوت » ، مسأله ولايت را همراه توحيد و نبوّت ، صريحاً بيان فرمود . و بر اساس مجموعهء خصوصيات و فضائل و كمالاتى كه در وجود مقدس على عليه السلام بود ، از سوى خدا فرمان داشت تا سرپرستى و ولايت على عليه السلام را بر امور دين و دنياى مسلمانان ، و جانشينى وى را پس از خود ، اعلام نمايد .
رسول گرامى صلى الله عليه و آله اين رسالت الهى را در موارد گوناگون ، اعلام فرمود و ما - به منظور رعايت اختصار - تنها به سه مورد آن اشاره مىكنيم .
حديث يَوْمُ الدّار
حديث منزلت
هامش
( 1 ) - ارشاد مفيد ، ص 65 و بحارالانوار ، ج 21 ، ص 14