من امواج فتنه همه جا را فرا مىگيرد . در آن هنگام قلب برخى از درك حقايق مىايستد و مىميرد ، همانگونه كه تن ، مىميرد . در چنين زمانى بعضى افراد شبانگاه مؤمنند ، ولى هنگام صبح كافر مىگردند . در آن وقت نزد خدا مقتول باش ( از حقّ دفاع كن هر چند به قيمت جانت تمام شود ) اما قاتل و خونريز مباش » . « 1 »
عبداللَّه ، با نقل اين حديث ، وضع جامعهء آن روز مسلمانان را ترسيم كرد تا شايد پندى براى خوارج باشد ؛ ولى آنان با وضع رقّت بارى دست و پاى او را بستند و پس از شكنجه و آزار ، كنار جوى آب بردند و همانند گوسفندى سرش را بريدند . همسر حاملهاش را نيز كشتند ، شكمش را پاره كردند . و جَنينَش را ذبح نمودند . « 2 »
قتل عبداللَّه به قدرى ناجوانمردانه بود كه مورد اعتراض فردى مسيحى قرار گرفت . وى باغبان بود . پس از مشاهدهء اين جريان ، مقدارى خرما براى آنان برد ؛ ولى آنان حاضر نشدند بدون پرداخت قيمت ، خرما را بگيرند . مسيحى گفت : شگفتا ! شما فرد بىگناهى همچون عبداللَّه را مىكشيد و از خوردن خرمايى بدون پرداخت قيمت آن امتناع مىورزيد ! « 3 »
جنگ با معاويه
امير مؤمنان عليه السلام پس از سپرى شدن مدت قرارداد ( حَكَميّت ) و همزمان با اجتماع خوارج كوفه و بصره در « حَرُوراء » تصميم بر جنگ با معاويه گرفت و در سراسر شهر اعلام آماده باش داده شد . پس از آن ، خطبهاى در تحريض و ترغيب مردم به جهاد ايراد كرد و فرمود :
« اكنون براى جهاد و حركت به سوى دشمن آماده شويد و بامداد دوشنبه در اردوگاه « نُخَيْلَه » اجتماع كنيد ؛ زيرا ما داوران را برگزيديم كه بر اساس قرآن حكم كنند ولى ديد كه بر خلاف كتاب و سنّت حكم كردند . سوگند به خدا با
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه خوئى ، ج 4 ، ص 128 و تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 81
( 2 ) - شرح نهج البلاغه خوئى ، ج 4 ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 81 ، اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 522 و كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 341
( 3 ) - شرح نهج البلاغه خوئى ، ج 4 ، ص 128 و اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 523