آيه ، خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله است كه مىفرمايد :
« به تو و پيامبران پيش از تو وحى شده است كه در صورت مشرك شدن اعمالت از ميان مىرود و از زيانكاران خواهى بود » .
« ابن كوّاء » با قراءت اين آيه خواست به اميرمؤمنان عليه السلام گوشه بزند كه هر چند سوابق و خدمات تو در اسلام قابل انكار نيست ولى با كفر خودت ، اعمال گذشتهات را به هدر دادى . . .
امام عليه السلام سكوت كرد و چون آيه به آخر رسيد ، نمازش را ادامه داد . « ابن كوّاء » براى دوّمين بار آيه را خواند . مجدداً اميرمؤمنان عليه السلام سكوت كرد . پس از چندبار كه وى آيه را تكرار كرد و مىخواست وضع نماز را برهم زند . ، امام عليه السلام اين آيه را خواند :
« فَاصْبِرْ انَّ وَعْدَاللَّهِ حَقٌّ وَ لايَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذينَ لايُوْقِنوُنَ » . « 1 »
صبر كن ، وعدهء خدا حقّ است ( و خواهد رسيد ) . مردم بىايمان و يقين تو را سبك نسازند .
و بىاعتنا به نماز ادامه داد . « 2 »
روش اميرمؤمنان عليه السلام اين بود كه پاسخ شعارها و اعتراضهاى آنان را با منطقى روشن مىداد تا شايد به لغزشهاى فكرى خود پى برند و از آن دست بردارند . از اين رو مىفرمود :
« خوارج اگر سكوت كنند آنان را جزو جماعت خود مىدانيم و اگر لب به اعتراض بگشايند ، با منطق و برهان ، برخورد مىكنيم و اگر بر ضدّ ما قيام كنند ، به جنگشان مىرويم . » « 3 »
شورش
خوارج هر چند در ابتدا آرام بودند و تنها انتقاد و اعتراض مىكردند . رفتار اميرمؤمنان
هامش
( 1 ) - روم ، آيه 60
( 2 ) - شرح ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 311 و تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 73
( 3 ) - . . . انْ سَكَتُوا عَمَّمْناهُمْ وَ انْ تَكَلَّمْ حَجَجْناهُمْ وَ انْ خَرَجُ عَلَيْنا قاتَلْناهُمْ ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 72 و كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 334