و فرزندان و ياران قهرمانش بود .
3 . نيروهاى اسلام تا وقتى كه تحت فرمان امير مؤمنان عليه السلام بودند ، به پيروزيهاى چشمگيرى دست يافتند ؛ ولى به محض شروع خودسريها و سرپيچى از دستورهاى فرماندهى نتايج وخيمى متوجّه اسلام و مسلمانان شد .
4 . جنگ صفين ، اين درس را آموخت كه اگر پيروان حقّ بر موضع خود پافشارى كنند حقّ ، غالب و حاكم خواهد شد ؛ ولى اگر به خاطر خسارات جزئىِ مالى و حتّى جانى دست از موضع خويش بردارند و سازش پيشه گيرند ، بديهى است باطل بر آنان چيره و حاكم خواهد گشت .
نتايج جنگ
جنگ فرسايشى « صِفّين » علاوه بر خسارات جانى و مالى براى هر يك از دو سپاه ، نتايجى از سود و زيان در برداشت از جمله آنها :
1 . بروز اختلاف شديد ميان سپاهيان عراق پس از بازگشت ، بگونهاى كه برخى شديداً از متاركهء جنگ تأسف خوردند و نسبت به عامل اصلى آن كينه پيدا كردند . اين عداوت و كينه به حدّى بود كه برادر از برادر پسر از پدر اظهار تنفّر مىكرد و حتى گاهى به زد و خورد منجر مىگشت . « 1 »
2 . هر چند معاويه تلفات سنگينى متحمّل شد ولى سرانجام موفّق شد به وسيلهء حيلهء عمروعاص موقعيّت سياسى خود را تثبيت نمايد . ولى تا آن هنگام به عنوان يك كارگزار معزول و باغى بر حكومت اميرمؤمنان عليه السلام ، شناخته مىشد ؛ ولى پس از جنگ بر پايهء قراردادى كه تنظيم شد هم رديف امام عليه السلام قرار گرفت و رسماً به عنوان رهبر شام شناخته شد .
3 . هر چند در اين نبرد ، تعداد كمى از سپاهيان ، هشيار و بيدار شدند و راه حقّ را برگزيدند ؛ ولى گروه زيادى از سپاهيان نادان و ظاهربين عراق به تحريك افراد منافق و قدرت طلب ، سرنوشت خود و اسلام را بدست فردى نيرنگ باز و خيانتكار به نام
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 394