برخورد ميان آنان ، « 1 » سرانجام در هفدهم ماه صفر ، سال 37 هجرى پايان يافت . « 2 »
مورّخان ، آمار تلفات را مختلف ذكر كردهاند . بعضى مجموع كشتهها را يكصد و ده هزار نفر شمردهاند كه نود هزار آنان از سپاه شام ، و بيست هزار از مردم عراق بودند . برخى تلفات دو طرف را هفتاد هزار نفر ذكر كردهاند ؛ چهل و پنج هزار از شاميان و بيست و پنج هزار از مردم عراق . « 3 »
درسهاى آموزندهء صِفّين
نبرد « صِفّين » هر چند نمىبايست فرجامى جز فتح و پيروزى سپاهيان اسلام و ريشه كن شدن درخت نفاق و فساد و واژگون شدن كاخ بيدادگرى فرمانرواى شام داشته باشد ؛ ولى به خاطر خودسرى برخى از سپاهيان عراق و سرپيچى از فرمان اميرمؤمنان عليه السلام ، نتايج ناگوار و در عين حال آموزندهاى به بار آورد . اينكه پيش از بررسى اجمالى نتايج نبرد صِفين ، به برخى از نكات آموزندهء آن اشاره مىكنيم .
1 . جنگ صفين ثا بت كرد كه تمام پيش بينىها و موضع گيريهاى اميرمؤمنان عليه السلام از ابتداى امر دربارهء « معاويه » مطابق با واقعيتها و شناخت عميق از اين عنصر بوده است .
اگر محيط فاسدى كه معاويه بوجود آورده بود و افرادى كه موقعيّت او را براى رسيدن به جاه و مقام تثبيت مىكردند نبودند ، هرگز آن همه بدبختيها و هلاكتها بوجود نمىآمد . و اميرمؤمنان عليه السلام با فرمان عزل معاويه از مقامش و جلوگيرى از ستم و طغيان وى از طريق نبرد با او ثابت كرد كه به هيچ وجه تحمّل پذيرفتن عناصر فاسد و مفسدى چون معاويه را ندارد .
2 . در طول نبرد براى لشكريان شام ، ثابت شد كه سپاه اسلام از جهت نيروى ايمان و روح دلاورى بر سپاه شام برترى چشمگيرى دارد ؛ از اين رو معاويه براى رهايى از نابودى و شكست متوسّل به حيله شد .
بىشك ، عامل عمده و اساسى اين برترى ، رهبرى صحيح و فداكاريهاى شخص امام عليه السلام
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 393
( 2 ) - وقعه صفين ، ص 511
( 3 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 393