درس 13 قاسطين - جنگ صفين « 5 » : قرارداد حكميّت
پس از تعيين « حَكَمَين » قرارداد صلح چنين نوشته شد :
« هذا ما تَقاضى عَلَيْهِ عَلِىُّ بْنُ ابيطالِبَ اميرُالْمُؤْمِنينَ وَ مُعاوِيَةُ بْنُ ابى سُفْيانَ . . . » .
ولى معاويه اعتراض كرد و گفت : « اگر او را اميرالمؤمنين مىدانستم با وى نمىجنگيدم » .
عمرو نيز گفت : « هر چند على امير شما است ولى امير ما كه نيست بنابراين نام او و پدرش را بنويسيد . » « 1 »
ولى احنف بن قيس گفت : « او را حذف نكن هر چند به كشتار و جنگ كشيده شود . چون بيم دارم كه ديگر اين لقب بر نگردد . » « 2 »
اميرالمؤمنين عليه السلام مدتى دراز به انديشه پرداخت تا اينكه اشعث سررسيد و با چشمى پر از تفاخر و زبانى سرشار از خيانت گفت : « اين اسم را محو كن ! »
اميرالمؤمنين عليه السلام گذشته را به ياد آورد ؛ زمانى كه قرارداد « صُلح حُدَيْبِيَّه » را مىنوشت كه « هذا ما تَصالَحَ عَلَيْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُاللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ سُهَيْلُ بنُ عَمْروُ » سُهَيْل لجاجت مىكرد كه عنوان « رسول اللَّه » حذف شود و پيامبر صلى الله عليه و آله شكيبايى به خرج مىداد .
حضرت على عليه السلام از پاك كردن آن اكراه داشت : ولى پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد آن را محو كردند و فرمود : « محو اين عنوان باعث محو رسالت من نخواهد شد » . سپس به على عليه السلام فرمود : « و تو نيز چنين امرى در پيش دارى و به تو خواهد رسيد در حالى كه در رنج و عذابى » « 3 »
اكنون آن زمان موعود رسيده است . حضرت با اطمينان و تسليم در برابر آنچه كه رسول
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 52 ، كامل ، ج 3 ، ص 319 ، وقعه صفين ، ص 508 ، و الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 114
( 2 ) -
( 3 ) - شرح ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 232 ، وقعه صفين ، ص 508 و الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 114