مجاهدان راه حق را كه همچون بناى استوار در برابر دشمن ايستاده و نبرد مىكنند دوست دارد . » « 1 » صفهاى خود را چنان بناى سربى محكم و فشرده سازيد . زرهداران را پيشاپيش و بىزرهان را عقل لشكر بگماريد . دندآنهارا بفشريد ؛ زيرا سبب مصون ماندن جمجمه از ضربات شمشير و نيرومندى قلب و آرامش دل مىگردد . صداها را خاموش كنيد ؛ زيرا باعث رستن از سستى و شكست مىشود و متانت و وقار مىآورد . . . پرچمها را جا به جا نكنيد و آنها را فقط به دست دلاورانِ با حَمِيَّتْ بسپاريد ؛ كسانى كه در مصائب و سختىها شكيبا هستند و به همه سوى پرچم چيرهاند ، آن را از راست و چپ و جلو و پشت سر حفظ مىكنند . . . » « 2 »
پس از سخنان اميرمؤمنان عليه السلام هر يك از اصحاب وى نيز با انجام سخنرانى ، نيروهاى قبيلهء خود را براى جنگ برانگيختند . از جمله : « سعيد بن قيس » در جمع يارانش برخاست و ضمن تجليل از مقام حضرت امير عليه السلام و ياران او ، به معرفى معاويه پرداخت . و ياران خود را به جنگ با او تشويق كرد . « 3 »
پس از آمادگى دو سپاه ، نبرد سختى « روز چهارشنبه » در گرفت . با فرا رسيدن شب ، دو طرف - بدون دستيابى به پيروزى نهايى - به قرارگاه خود بازگشتند . « 4 »
اميرمؤمنان عليه السلام روز پنج شنبه نماز صبح را خواند و پس از ايراد خطابه و تشويق سربازان به جنگ ، اسبى طلبيد « 5 » و پس از سوار شدن ، رو به قبله ايستاد و در حالى كه دستان خود را به آسمان بلند كرده بود عرضه داشت :
« پروردگارا ! گامها به سوى تو حركت مىكند و بدنها به رنج مىافتد و دلها به وحشت و لرزه مىافتد و دستها به سوى تو افراشته مىشود و ديدگان ، مات تُوْانْد . سپس اين آيه را خواند . « پروردگارا ! ميان ما و قوم ما به حقّ داورى كن
هامش
( 1 ) - صف ، آيه 4 : انَّ اللَّهَ يُحبُّ الَّذينَ يُقاتِلونَ فى سَبيلِه صَفًّا كَأنَّهُم بُنْيانٌ مَرْصوصٌ
( 2 ) - قسمتى از خطبه 124 نهج البلاغه و وقعه صفين ، ص 235
( 3 ) - وقعه صفين ، ص 236
( 4 ) - كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 296
( 5 ) - پيش از اين ، مركب امام عليه السلام استر بود ، امّا آن روز دستور داد اسبى كه پر و درازدم بود و به خاطر نيرومندىاش دو لجامهبود و مين را با دو دست مىكاويد ، براى آن حضرت آماده كنند .