جنگ نهايى
با پايان گرفتن محرّم ، مذاكرات نيز پايان يافت و دو طرف آماده جنگ شدند .
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمان داد خطاب به سپاهيان شام ندا دهند :
« اى مردم شام ! اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد : من به شما مهلت دادم شايد به سوى حقّ بازگرديد . و به كتاب خدا با شما احتجاج كردم ، ولى شما از سركشى و طغيان دست بر نداشتيد و دعوت حقّ را پاسخ نگفتيد . پس آماده جنگ شويد كه خدا خيانتكاران را دوست ندارد . »
آنگاه به تنظيم صفهاى لشكرش پرداخت . معاويه نيز نيروهاى خود را آراست . « 1 » اميرمؤمنان عليه السلام هنگام آراستن سپاه ، خطاب به آنان فرمود :
« به جنگ آغاز مكنيد مگر اينكه دشمن مبادرت ورزد ، زيرا شما بحمداللَّه داراى حجّت هستيد و آغازگر بودن آنان حجّت ديگرى است عليهشان ؛ پس هرگاه آنان را شكست داديد ، آنكه گريخته است نكشيد و بر زخميان نتازيد ، و عورتى را كشف نكنيد ، و كشتهاى را مُثْلَهْ نسازيد . هرگاه به آنان دست يافتيد وارد خانهاى نشويد مگر با اجازه من . اموالشان را نگيريد مگر آن قسمتى را كه در ميدان افتاده باشد . زنان را نيازاريد گرچه شما و رؤسا و نيكانتان را ناسزا گويند ؛ زيرا آنان ناتوان و كم خرد هستند . . . » . « 2 »
پس از آن « اشْتَرْ » را به فرماندهى سواران كوفه ، و « سَهْلِ بن حُنَيْف » را به فرماندهى نيروهاى بصره منصوب كرد . فرماندهى پياده نظام كوفه را به « عمّار ياسر » و پياده نظام بصره را به « قَيْسِ بن سَعْد » و فرماندهى قاريان كوفه و بصره را به « مِسْعَر بن فَدَكىّ » داد .
پرچم را نيز به هاشم مِرقال سپرد . « 3 » در اوّلين روز ماه صفر ، سال 37 ، جنگ ميان دو سپاه آغاز شد . نيروهاى كوفه به
هامش
( 1 ) - وقعه صفين ، ص 203 - 204
( 2 ) - وقعه صفين ، ص 203 - 204
( 3 ) - كامل بن اثير ، ج 3 ، ص 294 و تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 11 ؛ ولى وقعه صفين ، ص 205 نقل كرده : فرماندهى سواره نظام به عمّار و پياده نظام به عَبْدُاللَّه بُدَيْل واگذار شد