بازگشت . « 1 »
نبرد عمومى
اميرمؤمنان عليه السلام ديد يك هفته از جنگ مىگذرد و افراد بسيارى از دو طرف بىآنكه پيروزى نصيب سپاهيان اسلام گردد - كشته شدهاند . دستور حملهء عمومى داد و فرمود :
چرا نبايد از تمام نيروى خود براى جنگ با اينان بهره جوييم ؟
از اين رو شب چهارشنبه ، هشتم صفر ، براى سربازان سخنرانى كرد و فرمود :
« آگاه باشيد كه شما فردا با دشمنان روبهرو خواهيد شد . پس شب را به قيام و عبادت سپرى كنيد و قرآن را بسيار بخوانيد . و از خداوند صبر و نصرت بخواهيد و با تلاش و استوارى با آنان رو به رو شويد و راستگو باشيد . »
سربازان ، با پايان گرفتن خطبهء اميرمؤمنان عليه السلام به سوى شمشيرها و نيزهها و زوبينها شتافتند و آنها را صيقل دادند . حضرت امير عليه السلام تا بامداد به آرايش لشكر پرداخت . منادى به فرمان آن حضرت به دشمن اعلان جنگ كرد و گفت : اى شاميان ! بامدادان شما را در رزمگاه ديدار مىكنيم . « 2 »
صداى منادى در سپاه دشمن ضجّه و وَلْوَلَه افكند . همه با دلهره به معاويه متوجّه شدند .
او تمام امَرا و فرماندهان را احضار كرد و دستور داد نيروهاى خود را آماده كنند .
اميرمؤمنان پس از آراستن نيروها به پاخاست و براى تحريض سپاهيان بر جنگ ، خطبهاى خواند و فرمود :
« خداوند شما را به تجارتى راهبرى كرده است كه شما را از عذاب مىرهاند و به خير فرا مىخواند . و آن تجارت ، ايمان به خدا و رسول و جهاد در راه خداست . و پاداش آن را آمرزش گناهان و مسكنهاى پاك در بهشت جاودان ، و ( در نهايت ) رضوان خدا كه از همهء اجرها بزرگتر مىباشد ، قرار داده است .
خداوند در قرآن مجيد از محبوبش خبر داده و فرموده است : « خداوند
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 379 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 294 - 295 و وقعه صفين ، ص 214 - 223
( 2 ) - وقعه صفين ، ص 226