تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
نظام اموى ، را طرد كرد و عامر بن مسعود را بر جايش نشاند ، سپس بعضى از مردم اين شهر به ابن‌زبير نامه نوشتند و نسبت به او اعلام وفادارى كردند ؛ زيرا ابن‌زبير مدعى خون‌خواهى امام‌حسين عليه السلام و دشمن نيرومندى براى اموىها بود . به اين ترتيب ، عراق از سلطهء حكومت امويان خارج شد و به ابن‌زبير پيوست . كوفه در آن وقت ، بسان آتش‌فشانى در شرف انفجار بود ؛ چرا كه اين شهر بيش از هر جاى ديگر بار سنگين گناه و ندامت را بر دوش داشت . مردم اين شهر بودند كه امام‌حسين عليه السلام را به سرزمين عراق دعوت كردند و آن گاه در سخت‌ترين شرايط ، تنهايش گذاشتند . حال اين شهر به خود آمده و يك پارچه خشم و گناه و نفرت شده بود . ازين رو ، به ناچار براى رهايى از اين گناه سنگين ، سراسيمه به دنبال گريزگاهى مىگشت . در چنين شرايطى ، پيشوا و رهبر مىتواند به آسانى از احساسات مردم استفاده كند و آنان را سازماندهى نمايد و عليه نظام اموى بشوراند . ولى كوفه علىرغم داشتن امواج خروشان خشم و نارضايتى ، نمىتوانست جبههء واحدى باشد ؛ زيرا بافت انسانى - قبيله‌اى و سياسى شهر ميان سه نيروى اصلى تقسيم مىشد : 1 - شيعيان خالص و عناصرى كه سخت در پى اتّخاذ موضعى شتاب‌زده و خشن بودند ؛ بدنهء اين جناح را عمدتاً طايفهء « يمنىها » و « موالى و ايرانيان » تشكيل مىدادند . 2 - هواخواهان حكومت اموى ، كه غالباً اشراف عراق و از طايفهء « مضرىها » بودند و بسيارى از آنان در واقعهء عاشورا نقش مهمّى در جنايت كربلا داشتند .