دگرگون كرد و نهضت بيدارى در كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله شعلهور شد ؛ نهضتى كه پشتوانه و ريشهاش خون پاك و درخشان حسين و ياران او بود و پاسدارنده و تبيينكنندهء آن امام سجّاد عليه السلام و زينب كبرى ( س ) و ديگر بازماندگان امامحسين عليه السلام بودند .
هر روز در گوشه و كنار مدينه ، مجلسى برپا مىشد و حضرت زينب ( س ) از هجرت از مكّه تا كربلا و عاشورا و شهادت امامحسين و عباس و مسلم عليهم السلام و ديگران براى مردم سخن مىگفت ؛ مشعلهاى بيدارى افروخته شده بود و آتش نهضت بر پا مىگشت . « 1 »
حاكم مدينه نامهاى براى يزيد نوشت و وضعيّت پيشآمده در مدينه ، امواج بيدارى و مقاومت مردم و نقش زينب كبرى ( س ) را براى يزيد توضيح داد . يزيد كه با سخن زينب عليها السلام و ارادهء پولادين و عظمت روح او در دربار خود آشنا شده بود ، به حاكم مدينه نوشت كه زينب ( س ) را از مدينه بيرون كند و به يكى از شهرها تبعيد نمايد .
وقتى پيام يزيد را به حضرت زينب ( س ) رساند ، ايشان فرمود :
خدا مىداند كه يزيد با خانوادهء پيامبر صلى الله عليه و آله چگونه رفتار كرده ؛ خوبان خاندان ما را كشته و ما را بر شتران برهنه به اسارت برده است ما از مدينه خارج نخواهيم شد ، حتى اگر بخواهند خون ما را بر خاك بريزند . « 2 »
زنان بنىهاشم نگران حضرت زينب عليها السلام بودند ؛ وقتى استبداد اموى از كشتن امامحسين عليه السلام و برادران و فرزندان او پروايى نكرد ، چه استبعادى دارد كه زينب عليها السلام را به شهادت نرساند ؟
هامش
( 1 ) - اخبار الزينبات ، يحيى بن الحسن العبيدلى ، ص 115 - 116 .
( 2 ) - همان ، ص 15 .