تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
عزيزان خدا نبودند ، دژخيمان بودند كه دست‌هايشان تا مرفق در خون آزادگان رنگ شده بود . امروز وقتى ما داستان كشتار مختار ، پسر ابىعبيده ثقفى را مىخوانيم ، اگر سرى به كتاب‌هاى حقوقى كشيده باشيم ، ممكن است چنان انتقام را تا حدّى خشن بدانيم و بگوييم چرا چنان كردند ؟ ! يكى را چون گوسفند سربريدند ، يكى را شكم پاره كردند ، ديگرى را كه تيرى به فرزندى از فرزندان حسين عليه السلام افكنده و آن جوان دست را سپر ساخته بود و تير دست و پيشانى او را شكافته بود ، همان كيفر دادند ، ديگرى را در ديگ روغن جوشان افكندند ، دست و پاى آن يكى را به زمين دوختند و اسبان را از روى او گذراندند . چنان كه نوشته‌اند تنها در يك جا ، دويست و چهل و هشت تن را ، كه در قتل حسين و ياران او شريك بودند ، طَعم اين گونه كيفرها چشاندند . ما اين داستان‌ها را مىخوانيم و در آن ، نوعى قساوت مىبينيم ، امّا بايد دانست كه قضاوت مردم سيزده قرن بعد درباره كردار پيشنيان درست نيست . ديگر آن كه چون خشم انقلاب زبانه زد ، معيارها دگرگون مىشود . انقلاب معمولًا با خشم و قساوت همراه است ، بلكه اگر خشم با انقلاب همراه نباشد ، انقلاب نيست . شمر ، عبيداللَّه بن زياد ، عمر بن سعد ، حفص - پسر جوان او - خولى ، سنان و ده‌ها تن از سران لشكر كوفه چنين كيفرها ديدند ، امّا تاريخ به همين جا بسنده نكرد ؛ اين آخرين انقلاب و آخرين انتقام
پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 35 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه