نبود ، انقلابى از پس انقلاب ديگر پديدار شد . » « 1 »
جلالالدّين فارسى مىنويسد :
تداركات نظامى و قشونكشىهاى متعدّدى كه در دورهء نزديك به اين رزم براى سركوبى قيامهاى طرفداران اهل بيت عليهم السلام انجام گرفته حاكى از عمق مخالفت با دستگاه يزيد و عظمت اين قيامهاست ، چنانچه حجّاج بن يوسف ، سردار ضدّ جنبش ، لشكرهاى اعزامى پايتخت را براى اين مقصود كافى نديد و براى نخستين بار در تاريخ اسلام ، رسم نظام اجبارى را معمول كرد و پول فراوانى به عنوان جيره و مواجب در كوفه و بصره ريخت و از همين منطقه ، دهها هزار نفر را با تهديد و يا تطميع ، زير اسلحه آورد . او از سركوبى يك شورش فارغ نشده ، مجبور به مواجهه با قيامى تازه مىشد ، نمايشهاى تهديدآميز و خفقانى كه معمول داشت ، دليل ديگرى است بر واكنش نظامى سهمگين مردمى كه به جهاد بر ضدّ تجاوز برخاسته بودند ، به خصوص يورشهاى عراقيان كه پى در پى و مداوم بود . گر چه تحركات مسلّحانهء آنان به واسطهء نداشتن تمركز و نارسايى امكانات ، نتوانست دستگاه حكومتى را يكباره براندازد ، امّا در تضعيف و تحليل آن نقش عمده ايفا كرد .
پس از شكست هر قيام نارس ، اسيران به بدترين وضع و با نهايت اهانت ، اعدام مىشدند و يا به زندانهاى پرگنجايشى كه به همين منظور ساخته بودند و سابقهاى نداشت ، مىافتادند . گاه زنان و
هامش
( 1 ) - پس از پنجاه سال پژوهشى تازه پيرامون قيام حسين عليه السلام ، سيد جعفر شهيدى ، ص 194 .