كه تلاوت مىشود و فرمود : « قُل لا اسئَلُكُمْ عَلَيْهِ اجْراً الَّا ا لْم ودَّةَ فِى القُر بى » « 1 » .
و چون رسول خدا رحلت نمود ، يارانش به حكومت قيام كردند و كارشان بر اساس مشورت بود . « 2 » آنان دادگرى كردند و با شكمهاى گرسنه و خالى ، از اين جهان رفتند . اما پس از آنان ، فرزندان حرب ( ابوسفيان و مروان ) برجستند و حكومت را با ظلم و ستم گرفتند و دست به دست گرداندند و خويشتن را خاصّ حكومت قرار دادند و بر آنان كه شايستهء حكومت بودند ، ستم كردند . خداوند مدّتى به آنان مهلت داد و چون خداوند را خشمگين ساختند ، با دست ما از ايشان انتقام گرفت و حق ما را به ما برگرداند و من خونريز و بىباك و خونخواه نابود كنندهام . »
سفّاح تب داشت و بيمار بود ، نتوانست به سخنش ادامه دهد .
عمويش ، داود بن على عبّاسى ، برخاست و مطالب او را تكميل نمود و در پايان سخنان خود ، گفت : « اى مردم كوفه ، بر اين منبر شما ، خليفهء بر حقّى جز علىّ بن ابىطالب و اين اميرالمؤمنين ( اشاره به سفّاح ) خطبه نخوانده است . » « 3 »
همانگونه كه ملاحظه مىشود ، در آغاز قدرت عبّاسيان ، همهء سخن از خاندان پيامبر عليهم السلام و مظلوميّت آنان بود ، مهمترين و مؤثّرترين وسيلهء جذب مردم براى حكومت نوپاى عبّاسيان نيز همين به حساب مىآمد چرا كه خاندان پيامبر عليهم السلام نزد مردم بسيار محبوب بودند .
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) ، آيهء 23 : از شما براى تبليغ دين فردى نمىخواهم جز دوستى نسبت به نزديكانم .
( 2 ) - شورى ( 42 ) ، آيهء 38 .
( 3 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 153 - 155 .