تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
عنزه بود كه زره و سلاح او را نيز به غنيمت برد . سر مقدّس او نيز توسّط نامرد ديگرى به نام سورة بن محمد از بدنش جدا شد . سر او را براى نصر بن يسار ، استاندار خراسان ، فرستادند و نصر نيز سر يحيى را براى وليد بن يزيد ، خليفهء اموى ، به شام فرستاد . « 1 » در قيام ابومسلم خراسانى ، اين دو نفر - يعنى : سورة بن محمّد و آن مرد عنزى - دستگير شدند و ابومسلم دستور داد دست و پاى آنان را قطع كردند و بر دارشان زدند . « 2 » دربارهء شجاعت يحيى ، گفته‌اند : او جوانى دلير بود و هميشه در صفوف مقدّم جبهه ، با دشمن رو به رو مىشد و از انبوه دشمنان و تنهايى خود ، ترس و وحشتى نداشت . شهادت يحيى عصر روز جمعه‌اى از سال 125 ه . ق . اتفاق افتاد . « 3 » عمّال بنى اميّه جسد يحيى را در دروازهء جوزجان بر دار زدنند . « 4 » جعفر احمر مى گويد : « من خود جسد يحيى را بر سر دار ، در دروازهء جوزجان مشاهده كردم » . « 5 » جنازهء او همچنان بالاى دار بود تا وقتى كه ابومسلم قيام كرد . آن‌گاه آن را پايين آوردند و غسل دادند و كفن كردند و بر آن نماز گزاردند و در همان جوزجان به خاك سپردند . متصدّى انجام اين كارها خالد بن ابراهيم و حازم بن خزيمه و عيسى بن ماهان بودند .
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 108 . ( 2 ) - كامل ابن اثير ، ج 5 ، ص 272 ؛ مقاتل الطّالبيين ، ص 108 . ( 3 ) - رياض السالكين شرح صحيفهء سجّاديه ، سيّد على خان شيرازى ، مقدمه ، ص 70 . ( 4 ) - كامل ابن اثير ، ج 5 ، ص 272 ؛ مقاتل‌الطالبيين ، ص 108 . ( 5 ) - مقاتل الطّالبيين ، ص 108 .