شويد و بهسوى بهشت قدم نهيد و بدانيد كه افتخارى براى انسان بالاتر از شهادت و كشتهشدن در راه خدا نيست .
او در ميدان جنگ ، پيامى را در غالب اشعارى براى بستگان خود - اهل بيت پيامبر عليهم السلام - به مدينه فرستاد :
خَلي لى عَنَّا بِا لْم دينَةِ بَلِّغا * بَ نى ها شِم اهْلَ ال نُّه ى وَالتَّجارِبِ
فَحَ تَّى مَ تى مَرْوانُ يَقْتُلُ مِنْكُمُ * غُزاتِكُمْ والدَّهْرُ فيهِ العَجائِبُ
لِكُلِّ قَتيلٍ مَعْ شَر يَطْلُبُونَهُ * وَ لَيسَ لِزَيْدٍ فِى العِراقَ يْن طالِبٌ . « 1 »
دوست من ، اين پيام را از طرف ما به بستگانم ، بنى هاشم ، آن زيركان و تجربهداران ، در مدينه برسان و بگو : تا كى مروانىها از خوبان شما بكشند ؟ روزگار پر از شگفتىها است . هر كشتهاى را گروهى باشد كه به خونخواهى وى برخيزند . اما در سرزمين ( عرب و عجم ) ، براى زيد خونخواهى نيست . )
شهادت يحيى
يحيى و ياران اندك خود ، مردانه جنگيدند و پس از سه شبانهروز نبرد و مقاومت و كشتار كثيرى از افراد دشمن ، به شهادت رسيدند . يحيى در روز سوم نبرد ، با آنكه زخمهاى فراوانى به او رسيده بود ، مردانه مىجنگيد . اما ناگهان تيرى به پيشانى پاك او اصابت كرد و كار او را ساخت ؛ همانگونه كه زيد ، پدر بزرگوار يحيى ، نيز با تيرى كه به پيشانى او اصابت كرد به شهادت رسيد . كسى كه اين تير را به پيشانى يحيى زد نامردى از طايفهء
هامش
( 1 ) - الحدائق الوردية ، ص 134 ؛ مقالات الاسلاميين ، فخر رازى ، ج 1 ، ص 131 .