خواست كه لشكرى انبوه به سوى حجاز بفرستند تا كار ابنزبير را يكسره كند . امّا ابن حنفيّه با اين پيشنهاد مخالفت كرد و در پاسخ نامهء مختار ، پس از ا مر به تقوا و ترس از خدا ، او را از هجوم به حجاز برحذر داشت ؛ زيرا اين كار را مصلحت نمىدانست .
مختار از فكر تصرّف حجاز و گوشمالى ابنزبير بهطور موقّت تا فراهم شدن شرايط مناسب ، صرف نظر كرد و موضع دفاعى در مقابل ابنزبير گرفت . « 1 »
بنى هاشم و فتنهء ابن زبير
بنى هاشم و خاندان پيامبر عليهم السلام با شناختى كه از ابنزبير داشتند ، به هيچ وجه حكومت او را به رسميّت نمىشناختند . امام سجاد عليه السلام ، برجستهترين چهرهء بنىهاشم ، به شدّت از حكومت ابنزبير نگران بودند و از آن به « فتنه » تعبير مىنمودند . « 2 » محمد حنفيّه نيز به شدّت از ابنزبير متنفرّ بود . از سوى ديگر ، ابنزبير ، محمّد و ديگر بنىهاشم را تحت فشار قرار داده بود كه با او بيعت كنند . امّا آنان زير بار نرفتند .
بلاذرى مىنويسد : هنگامى كه ابنزبير از بيعت محمّد حنفيّه و بنى هاشم مأيوس شد ، با توجّه به اين كه از حكومت كوفه هم ، كه پيرو اهل بيت عليهم السلام بود ، به شدّت نگران بود ، تصميم گرفت به هر قيمتى كه شده ، محمد حنفيّه را ، كه شيخ بنى هاشم بود ، به بيعت وادارد و آنان را تهديد كرد اگر بيعت نكنند ، همه كشته خواهند شد . ابنزبير دستور داد محمّد و
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 75 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 249 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 145 ؛ حليةالاولياء ، ج 3 ، ص 134 ؛ ارشاد ، ص 258 .