تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
مانع اين حركت ، خطر حمله از جناح شرقى - يعنى نيروهاى عبداللّه‌بن‌زبير بود كه در بصره قدرت داشتند و فراريان كوفه نيز آنان را به قيام بر ضدّ مختار تحريك مىكردند . مختار مىدانست كه در يك زمان نمىتواند در دو جبههء قوى وارد عمل شود . بنابراين ، سعى كرد ابتدا با ابن‌زبير از در مصالحه درآيد تا بتواند با خيال راحت به جنگ حكومت شام برود ، سپس با ابن‌زبير تكليفش را روشن كند . براساس اين سياست ، مختار نامه‌اى به ابن‌زبير نوشت و از روى خيرخواهى ، به او پيشنهاد همكارى داد . امّا به تعبير طبرى ، اين‌ها يك نوع سياست بود « 1 » و مختار ، ارتباط پنهانى خود با ابن‌زبير را از مردم مخفى مىكرد . هنگامى كه نامه به ابن‌زبير رسيد ، با ترديد و مكر و خدعه وارد عمل شد و فردى به نام عمربن‌عبدالرحمن را با سى يا چهل هزار درهم به سمت عراق اعزام كرد و به او گفت : « به كوفه برو . از طرف من به‌عنوان استاندار عراق انتخاب شده‌اى . » آن مرد گفت : چگونه ممكن است ؟ مختار در آن جا حكومت مىكند . ابن‌زبير گفت : مختار نامه نوشته و مطيع امر ما است ، او حكومت را تحويل تو مىدهد . آن مرد حركت كرد . خبر به مختار رسيد . او هم يكى از يارانش به نام زائده‌بن‌قدام را با پانصد مرد مسلّح و هفتاد هزار درهم پول به سوى مأمور ابن‌زبير فرستاد تا در بين راه به او رسيد . مختار به مأمور خود گفته بود : وقتى با فرستادهء ابن‌زبير ملاقات كردى ، پول را به او بده و از او دعوت به همكارى كن . اگر نپذيرفت ، او را تهديد كن تا برگردد .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 72 - 73 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 246 .
پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 209 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه